رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٧١٥ - مسأله ١٣٣٢ كسى كه در دو محل زندگى مىكند
(١) اراكى: و در صورتى كه مدّتى زياد بدون قصد توطّن بماند احتياط واجب است كه نمازش را شكسته و تمام بخواند.
فاضل، بهجت: رجوع كنيد به ذيل مسأله (١٣٢٩) .
مكارم: رجوع كنيد به ذيل مسأله (١٣٣٠) .
گلپايگانى، صافى: مسأله جايى را كه انسان محلّ زندگى خود قرار داده و ماندن خود را در آنجا محدود به مقدار معيّن نكرده و مثل كسى كه آنجا وطن اوست، در آنجا زندگى مىكند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همان جا برمىگردد، اگر چه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند (صافى: در حكم) وطن او حساب مىشود.
نورى: آنجا وطن او حساب مىشود و در صدق وطن بودن قصد هميشه ماندن معتبر نيست بلى لازم است كه ماندن خود را محدود به مقدار معين نكند وگرنه وطن صدق نمىكند.
خوئى، تبريزى: مسأله جايى را كه انسان محل زندگى خود قرار داده، و مثل كسى كه آنجا وطن اوست در آنجا زندگى مىكند، مانند اكثر طلاّبى كه در حوزههاى علميّه ساكن مىباشند كه اگر مسافرتى براى آنها پيش آيد، دوباره به همان جا برمىگردند اگر چه قصد نداشته باشند كه هميشه در آنجا بمانند در حكم وطن او حساب مىشود.
سيستانى: مسأله جايى را كه انسان محل زندگى خود قرار داده، هر چند قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند اگر طورى باشد كه عرف او را در آنجا مسافر نمىگويند به طورى كه اگر موقتاً ده روز يا بيشتر جاى ديگرى را محلّ زندگى خود قرار دهد باز هم محلّ زندگيش را جاى اوّل مىگويند آنجا براى او حكم وطن را دارد.
زنجانى: مسأله جايى را كه انسان محلّ زندگى خود قرار داده، و مثل كسى كه آنجا وطن دائمى اوست در آنجا زندگى مىكند كه اگر مسافرتى براى او پيش آيد، دوباره به همان جا برمىگردد؛ اگر چه قصد نداشته باشد كه هميشه در آنجا بماند، وطن او محسوب مىشود، و كسانى كه مانند اكثر طلاّب حوزههاى علميه و دانشجويان مدتى مثلاً به تحصيل در جايى كه وطن آنها نيست اشتغال دارند و در آنجا عرفاً مسافر خوانده نمىشوند، در زمان تحصيل مثلاً آن جا در حكم وطن آنها مىباشد.
[مسأله ١٣٣٢ كسى كه در دو محل زندگى مىكند]
مسأله ١٣٣٢ كسى كه در دو محل زندگى مىكند، مثلاً شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند، هر دو وطن اوست (١) . و اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد (٢) ، اشكال دارد (٣) و بايد احتياط مراعات شود.
(١) خوئى، گلپايگانى، تبريزى، سيستانى، بهجت، صافى، نورى: و نيز اگر بيشتر از دو محل را براى زندگى خود اختيار كرده باشد، (نورى: تا سه و چهار تا) همۀ آنها وطن او حساب مىشود. (بهجت: و زن، در صورتى كه زندگيش در اين گونه وطن به همراه شوهرش است، در مسألۀ وطن، تابع شوهر خواهد بود. و در صورتى كه فاصلۀ بين دو وطن، به اندازۀ مسافت شرعى باشد، نمازش در آن فاصله شكسته است و در غير اين صورت، نمازش تمام است.)