رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ٢٩٦ - مسأله ٥٠٤ اگر سه روز يا بيشتر خونى ببيند
(١) مكارم: عادتش برمىگردد به آن چه در آن دو ماه ديده است. [پايان مسأله]
(٢) زنجانى: چنانچه دو ماه پشت سر هم از يازدهم تا هفدهم ماه خون ببيند و پاك شود، از يازدهم تا هفدهم عادت او مىشود.
[مسأله ٥٠٢ مقصود از يك ماه، از ابتداى خون ديدن است تا سى روز]
مسأله ٥٠٢ مقصود از يك ماه، از ابتداى خون ديدن است تا سى روز (١) ، نه از روز اول ماه تا آخرِ ماه (٢) .
اين مسأله، در رسالۀ آيات عظام: مكارم و بهجت نيست
(١) خوئى: مقصود از يك ماه، گذشتن سى روز از ابتداى خون ديدن است. .
(٢) زنجانى: يا از روز نيمه ماه تا نيمه ماه بعد.
سيستانى: مسأله مقصود از يك ماه، در غير مورد تعيين عادت وقتيه، گذشتن سى روز از ابتداى خون ديدن است، نه از روز اوّل ماه تا آخر ماه. و امّا در مورد تعيين عادت وقتيّه، منظور ماه قمرى است نه شمسى.
[مسأله ٥٠٣ زنى كه معمولاً ماهى يك مرتبه خون مىبيند]
مسأله ٥٠٣ زنى كه معمولاً ماهى يك مرتبه خون مىبيند، اگر در يك ماه دو مرتبه خون ببيند (و آن خون نشانههاى حيض را داشته باشد (١)) ، چنانچه روزهايى كه در وسط پاك بوده از ده روز كمتر نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد (٢) .
اين مسأله، در رسالۀ آيت اللّٰه بهجت نيست
(١) [قسمت داخل پرانتز در رساله آيت اللّٰه سيستانى نيست]
(٢) زنجانى: لكن اين در مورد زنى است كه عادت وقتيه نداشته باشد يا عادت وقتيه او به وسيله نشانۀ حيض مشخص شده باشد؛ و الاّ خونى كه بعد از ايام عادت مىبيند هر چند نشانۀ حيض را داشته و ده روز فاصله هم شده باشد، حيض نيست.
سيستانى: هر چند يكى از آن دو خون نشانههاى حيض را نداشته باشد.
[مسأله ٥٠٤ اگر سه روز يا بيشتر خونى ببيند]
مسأله ٥٠٤ اگر سه روز يا بيشتر (١) خونى ببيند كه نشانۀ حيض را دارد، بعد ده روز يا بيشتر خونى ببيند كه نشانۀ استحاضه را دارد و دوباره سه روز (٢) خونى به نشانههاى (٣) حيض ببيند بايد خونِ اوّل و خونِ آخر را كه نشانههاى حيض داشته حيض قرار دهد (٤) .
اين مسأله، در رسالۀ آيت اللّٰه بهجت نيست
(١) سيستانى: زنى كه از راه اختلاف صفات خون بايد حيض را تشخيص دهد اگر سه روز يا بيشتر. .
(٢) گلپايگانى، صافى: يا بيشتر. .
(٣) گلپايگانى، صافى، زنجانى: نشانه. .
(٤) سيستانى: و امّا اگر يكى از دو خون در ايام عادت باشد و معلوم نباشد كه ده روز وسط همۀ آن استحاضه است يا قسمتى از حيض است، در اين صورت خونى كه در ايام عادت است حيض و ما بقى استحاضه است.
گلپايگانى، صافى: بايد خون اوّل و خون آخر را حيض قرار دهد.
زنجانى: بايد خون اوّل و خون آخر را كه نشانه حيض داشته حيض قرار دهد. بلى، در مورد زنى كه عادت وقتيه دارد و عادت وى به وسيلۀ نشانۀ حيض مشخص نشده باشد، خون بعد از ايام عادت، حيض نيست.