رساله توضیح المسایل ( مراجع ) - خمینی، روح الله و سایر مراجع - الصفحة ١٣٤ - مسأله ٢٢٤ اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند
زنجانى: مسأله پاك شدن چيز نجس به چند راه ثابت مىشود: اول: آن كه انسان خود يقين يا اطمينان كند يا نوع مردم يقين يا اطمينان به پاك شدن پيدا كنند و در جايى كه نوع مردم اطمينان به طهارت نمىكنند اگر انسان بر خلاف متعارف اطمينان كند، كفايت نمىكند و شخص وسواسى كه بر خلاف معمول افراد در آب كشيدن چيز نجس به زودى اطمينان پيدا نمىكند لازم نيست خود اطمينان كند؛ بلكه اگر معمول افراد اطمينان كنند كافى است. دوم: دو مرد عادل خبر دهند؛ و بنا بر احتياط واجب يك نفر عادل كفايت نمىكند. سوم: آن كه كسى كه چيز نجس در اختيار اوست بگويد آن چيز پاك شده. چهارم: مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه.
مكارم: مسأله هر گاه دو نفر عادل، يا يك نفر، از پاك شدن چيز نجسى خبر دهند شهادت آنها قبول است، هم چنين اگر ذو اليد يعنى كسى كه چيزى را در اختيار دارد بگويد پاك شده است، يا بدانيم مسلمانى آن را آب كشيده ولى نمىدانيم درست آب كشيده يا نه، پاك است.
[مسأله ٢٢٣ كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد]
مسأله ٢٢٣ كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد (و لباس هم در تصرف او باشد) (١) اگر بگويد آب كشيدم (٢) ، آن لباس پاك است.
(١) بهجت: در اختيار او باشد.
. اين مسأله در رسالۀ آيت اللّٰه زنجانى نيست [قسمت داخل پرانتز در رساله آيات عظام: اراكى، گلپايگانى، خوئى، صافى، سيستانى و تبريزى نيست.]
(٢) گلپايگانى، خوئى، تبريزى، سيستانى، صافى، نورى: و انسان به گفتۀ او اطمينان پيدا كند. .
بهجت: در صورتى كه ظنّ به خلاف گفتۀ او نباشد. .
مكارم: مسأله هر گاه انسانى لباسش را به لباسشويى مسلمان دهد كه آن را بشويد و آب كشد قول او قبول است.
[مسأله ٢٢٤ اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند]
مسأله ٢٢٤ اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند مىتواند به گمان اكتفا نمايد (١) .
اين مسأله در رسالۀ آيت اللّٰه زنجانى نيست
(١) بهجت: و در صورتى كه مىتواند يقين تقديرى متعارف را تشخيص دهد، آن مقدّم است (يعنى با اين كه يقين پيدا نمىكند، به مقدارى بشويد كه ساير مسلمانها مىشويند و بيش از آن لازم نيست) .
اراكى: اگر به نحو متعارف، چيز را آب بكشد كفايت مىكند.
فاضل: همانند عرف مردم رفتار نمايد و يقين براى او لازم نيست.
مكارم: مسأله كسانى كه گرفتار حالت وسوسه مىشوند و زود، يقين به نجس بودن چيزى پيدا مىكنند و يا به هنگام آب كشيدن چيز نجس به آسانى يقين به پاكى پيدا نمىكنند يقين آنها اعتبار ندارد و مىتوانند همان طور كه ديگران يقين پيدا مىكنند قناعت كنند.
سيستانى: مسأله انسان وسواسى كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمىكند، اگر به همان نحوى كه افراد متعارف آب مىكشند رفتار نمايد كفايت مىكند.