تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٦ - نوع سوم - زمينه هاى عارضى و ثانوى حيات
اينان اگر از فلسفه و هدف حيات بپرسند ، مقصودشان جستجوى گونهء ديگرى از حيات است كه ملال آور نباشد . اينان نيز با خندهء شكوفان كنندهء حيات آن چنان روبرو مى شوند كه مردم خنده پرست با نيش زهر آگين اندوه .
٤ - جمعى ديگر هستند كه نه تنها فلسفه و هدفى براى حيات خودشان تعيين مى كنند ، بلكه حتى اين اجازه را به خود دادهاند كه هدف كلى حيات همهء انسانها را مشخص كنند ، اما در چه زمينه ؟ زمينهء هدف گيرى اينان در يك جملهء ساده و مختصر عبارتست از گسترش دادن خود حيات آزاد و آرمان كه با منطق خود حيات اشباع شده است .
اينان آرزو دارند كه زنان به زيبايى كلئوپاترا و مردان به زيبايى حضرت يوسف و همهء انسانها كوچك و بزرگ همه و همه به آن آزادى برسند كه كوچكترين اصل و بند و بارى در قاموسشان پيدا نشود ، دارايى آنان بيش از خزانه هاى قارون و فقط يك چشم بهم زدن لازم باشد كه هر انسانى از كرهء خاكى قدم بر دارد و تمام كهكشانها و فضاى بىكران را در نوردد و بر گردد و در قصر بلورينش در كرهء خاكى بيارامد نه طبقهء دستور دهندهاى وجود داشته باشد و نه طبقهء فرمانبر . . . و چون چنين زمينهاى به وجود نيامده است ، لذا بشر به هدف زندگى خود نرسيده است بكوشيد اين وضع را به وجود بياوريد ، در اين وضع است كه شما به هدف زندگى دست يافتهايد اينان اشتباه زيادى نمى كنند ، فقط يك اشتباه جزئى دارند و آن اين است كه گمان مى كنند با توسعه حيات و ماده ، مى توانند تلاقى و گلاويزى ماده و حيات را از عالم هستى حذف كنند اين اشتباه ناچيز را ، چشمگير بودن شخصيتهاى مرتكب شونده از محاسبهء منطقى بر كنار مى كند ، و اين انسانها به طور ناخودآگاه تبديل زندان كوچك را بزندان بزرگ به جاى هدف كلى زندگانى تلقى مى كنند آيا اين همان اشتباه نيست كه شخصيت مرتكب شدگانش كه خود را روشنفكران