تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٦ - فلسفه و هدف زندگى
لحظات توانسته است من خود را از غوطه ور شدن در شادى و اندوه و كششهاى ضرورى حيات بالاتر كشيده ، حيات را براى خود بر نهد ، فورا سؤال از هدف و فلسفهء زندگى براى او مطرح شده است .
كوششهاى درخشان فلاسفه يونان و انديشمندان رم در باره توجيه و تفسير حيات آدمى ، خود دليل بارزى است كه مى تواند تعمق آنان را در فلسفه و هدف حيات اثبات كند . كسانى كه اطلاع كافى از سر گذشت ايده ها و عقايد كلى در بارهء هستى دارند ، مى دانند كه بروز آنها يكى از نتايج مطرح كردن خود بعنوان جزئى از هستى صورت گرفته است . اين سؤال حياتى در فرهنگ اسلامى به وسيلهء پيش تازان آنها چه در مقام پاسخگويى به سؤال صريح در موضوع مزبور و چه به طور استقلال ديده مى شود . قرآن در حدود ١٠٠ مورد در بارهء حيات و تشبيه و تفسير و توجيه و بيان هدف آن تذكر داده است چنان كه در مسائل آينده خواهم ديد .
بنا به ملاحظات فوق سؤال از فلسفه و هدف حيات از نظر تاريخى مساوى تاريخ هشيارى آدميان مى باشد .
پاسخهايى كه در آن دورانها گفته مى شد ، به جهت ابهت و عظمتى كه دستگاه هستى براى آنان دارا بود متين و با شكوه و موقرانه باز گو مى گشت .
در صورتى كه در دورانهاى اخير باز شدن برخى از رموز طبيعت و پيش رفتهاى چشمگير ، يا بعبارت شايسته تر به جهت افزايش روابط انسان با طبيعت به غلط چنين گمان رفته است كه هستى داراى آن ابهت و عظمت نيست ، لذا سؤال مزبور هم صريح تر و هم با احساس لزوم جدى طرح آن ، رواج زيادى پيدا كرد .
از طرف ديگر پاسخهاى با شكوه و موقرانهء گذشته هم محترمانه كنار گذاشته شده مردم در اين صدد بر آمدهاند كه فلسفه و هدف حيات را مانند فلسفه و هدف آب خوردن در موقع تشنگى بدانند .
نكته دوم كه موجبات افزايش و تندى سؤال مزبور شده است ، دگرگون شدن