تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٩ - منتخباتى از يادداشتهاى زير زمينى - تاليف داستايوسكى
تبعيت مى كنند ، و بچه چيزهايى بستگى دارند ، و در واقع بر طبق چه قوانينى و نظاماتى ايجاد مى شوند ، و چگونه تعميم پيدا مى كنند ، در صورتهاى مختلف و متضاد بچه و كدام جهت متوجه مى گردند و غيره ، خلاصه ، بتوانيم فرمول صحيح منطبق بر رياضى را پيدا كنيم - در آن صورت بشر فورا و در هر جا كه ميسرش مى گرديد دست از خواسته هايش بر مى داشت ، و به هيچ وجه ميل نداشت كه اراده داشته باشد . چه لذتى دارد كه آدمى هر چه مى خواهد از روى تقويم و حساب بخواهد ؟ تازه باين جا ختم نمى شد ، در آن صورت انسانها به شكل پيانو يا ارگ دستى در مى آمدند و يا چيزى شبيه به اين آلات و ادوات موسيقى ، زيرا انسان بدون تمايلات ، آرزوها و طلبهايش ، بدون اراده اش ، چه مى تواند باشد جز يك كودك تار يا پنجهء پيانو ؟ عقيدهء مشاء چيست ؟ باز هم بايد در بديهيات تحقيق كنيم - آيا فرضى كه كرديم ممكن است تحقق يابد يا نه ؟ بالاخره تصميمتان را بگيريد و بگوييد كه : « هوم م . . . ارادهء ما در اثر برداشت و جهان بينىهاى مغلوط و اشتباه ، فعلا طورى شده است كه ، مصالح ما را منحرف و غلط مى جويد و مى طلبد .
به همين دليل غالباً ، ما در طلب بىمعنى كامل هستيم ، در طلب بىمعنيها هستيم ، زيرا بر اثر نادانى و احمقى ، در اين بىمعنىها ، راحتترين و آسوده ترين راه را جهت رسيدن بچيزى كه ظاهرا صلاح است ، مى بينيم و همان را انتخاب مى كنيم . ولى وقتى كه همه چيز توضيح و تشريح شد ، و سفيد و سياه را مشخص كرديم ( و البته اين كار به هيچ وجه غير ممكن نيست ، و اين ادعا كه قبلًا فرض كنيم و پيش بينى كنيم ، كه بشر هيچ وقت پى به قوانين مخصوص طبيعت نخواهد برد ، كاملا بىمعنى و پوچ است ) .
در آن صورت امرى بديهى است ، كه ديگر آرزوها و تمايلاتى وجود نخواهد داشت ، چون خواسته هاى ما وقتى يك بار با عقل همراه شد ، آن گاه ما نيز هر چه را