تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٥ - منتخباتى از يادداشتهاى زير زمينى - تاليف داستايوسكى
زمانى حالا هم با سنجاق بسينهء ديگران فرو مى كنيم .
و با اين كه بشر امروز نسبت به عهد بربريت در پارهاى جهات علمى و مسائل مادى پيش رفت كرده است ، و مى تواند دقيقتر و روشنتر از قديم بدنيا نگاه كند و تحقيق كند ولى هنوز عادت نكرده است رفتارش را با عقل و خرد و عملش هم آهنگ سازد ، و آن گونه عمل كند كه علم به او آموخته است .
آقايان من مى بينم كه هنوز هم كاملا مطمئنيد ، و قطع داريد كه بالاخره بشر روزى عاداتى را كه گفتيم فرا خواهد گرفت . مى گوييد وقتى كه آخرين باقيمانده هاى عادات احمقانهء گذشته از يادش رفت ، آن وقت عاقلانه رفتار خواهد كرد ، آن وقت عقل سالم با كمك علم و دانش ، طبيعت بشرى را كاملا تربيت مى كند و او را بمرد خردمندى تبديل مى نمايد ، و در آن صورت به تنها راه عقلايى موجود رهبريش مى كند ، و در آن روز ديگر به اختيار و آزادانه به راه غلط و خطا نخواهد رفت ، و به اين فساد عالمگير خاتمه خواهد بخشيد .
چنين بگوييم كه خواسته ها و تمايلات طبيعيش را ، ديگر بىاراده و بىاختيار فراموش نخواهد كرد ، و از آنها پرهيز نخواهد نمود .
بله حتى شما به اين عقيدهء خودتان چيزى ديگر مى افزاييد و مى گوييد : در آن تاريخ نفس علم ، آموزگار بشر مى شود .
- ( با اين كه به نظر من اين علم هم كه مى گوييد ، فقط چيز لوكس و تفننى است ) باز مى گوييد كه آن بشر ديگر خود خواهى و خواهش بىجا ندارد ، هيچ وقت هم نداشته است مى گوييد كه بشر از نظر علمى چيزى نيست جز يك پنجه و دستهء پيانو يا يك ارگ دوار دستى ، و مى گوييد كه غير از مادر عالم وجود قوانين طبيعى نيز هستند مثلًا بشر آن چه را كه مى خواهد بكند نه بدليل تمايلات شخصى و اراديش مى كند بلكه كاملا خود به خود صورت مى پذيرد ، طبق قوانين طبيعى . در نتيجه و به حساب شما فقط كافى است كه ما اين قوانين را كشف كنيم . وقتى كشف كرديم ديگر بشر نسبت به اعمالى كه مى كند مطلقاً مسئول نيست . و خواهد توانست كه يك زندگانى بىنهايت