تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - منتخباتى از كتاب نتوشكا - تاليف داستايوسكى
منتخباتى از كتاب نتوشكا - تاليف داستايوسكى « تو از فقر و تنگدستى رنج مى برى ، اما بخاطر بياور كه درد و تنگدستى هميشه بهترين دوستان و راهنمايان نوابغ بوده است . بعدها كه شهرت و معروفيت پيدا كنى پستى و تنبلى را بسيار وحشتناكتر از تنگدستى امروز خواهى ديد . [١] وجدانم بر مى آشفت و اغلب از انديشهء اين كه در بارهء مادرم به ناروا داورى مى كنم رنج مى برم . [٢] دقايقى هست كه در آنها آدمى به اندازهء چندين سال زندگى مى كند [٣] گاهى حتى در مواقعى كه كاملا آرام و آسوده مى نمود ، ناگهان دانه هاى درشت اشك در گوشهء چشمانش پيدا مى شد . گفتن خاطرهء درد انگيزى روح و وجدانش را پريشان مى داشت ، به همان نسبتى كه بظاهر شادمان و خوشبخت مى نمود ، در باطن اندوهگين و غم زده بود . [٤] ليكن در اين كار ، سر نوشت راهنما و زندگى بىآلايش و آرام و تجارب و معلومات گذاشتهام دليل راهم بود و وجدانم چراغ هدايت فرا راهم داشت و از لغزش و گمراهيم باز مى داشت . [٥] گاهى همهء نيروهاى فكرى و اخلاقى آدمى به صورتى بيمار گونه به نقطه معينى
[١] نتوشكا ، اثر داستايوسكى ، ترجمه آقاى اردشير نيكپور ، ص ١٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٢ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٥٥ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٣٢ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ١٤٣ . .