تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - منتخباتى از تسخير شدگان - تاليف داستايوسكى
« مأيوس شدن ، گناهى عظيم است . . . كار مداوم ، همانا خوشبختى واقعيست » .
باز هم در سپتامبر ١٨٤٩ مى نويسد :
« من حوادثى بسيار بدتر ازين را انتظار مى كشم و اكنون مى دانم كه در وجود من چنان ذخيرهء بزرگى از حيات وجود دارد كه دشوار است آن را مصرف كرد . » [١] شگفت آرامشى است در اين جا واقعا زمان مى ايستد ، اين جا حيات جاويدان دم مى زند . ما به » مملكت خدايى « قدم مى گذاريم . [٢] » خوشبختى و سعادت جامعه در چيست ؟ كتابهاى فراوان در اين باره نوشتهاند و اصل مطلب را از ياد بردهاند : در مغرب زمين مسيح را فراموش كردهاند . . . و مغرب به همين علت و دليل سقوط خواهد كرد « . [٣] تنها نكتهاى كه مرا نجات مى بخشد ، اين اميد عاديست كه يك روز خداوند چنان قوت و نيرو و الهامى به من ببخشايد كه آن چه كه در قلبم و در مخيلهام مى جوشد به طور كامل و تمام و به اختصار توصيف نمايم . . . » [٤] « خوب به اين نكته توجه كنيد ، فدا كارى ارادى ، با شعور كامل و آزاد از هر گونه اجبار و قيد ، فدا كردن خويش به نفع همگان ، بعقيدهء من علامت و نشانهء رشد كامل شخصيت و تسلط كامل بر نفس خويش است ، فدا كردن آزادى زندگى بخاطر ديگران ، خود را مصلوب كردن براى همگان نشانهء رشد شخصيت است . يك شخصيت كاملا رشد يافته و مومن به حقانيت شخصيت خويش ، ديگر غم خويشتن نمى خورد و پى مى برد كه شخصيتاش تنها به اين كار مى آيد كه آن را فداى ديگران كند ، تا ديگران هم ، چنين شخصيت سعادتمند و مطلق را كسب كنند . » [٥]
[١] همان مأخذ ، ص ٧٤٢ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٧٥٦ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٧٥٩ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٧٦٩ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٧٧٤ . .