تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٢ - تفسير ابيات
است ، به طورى ترتيب بدهد ، كه احتياج شخص دعا كننده بر طرف شود . اين نحو از نيايش و دعا مطلوب و مورد دستور الهى است . و يكى از عالىترين پديده هاى روانى ما است ، چنان كه در گذشته در مباحث نيايش مشروحا متذكر شديم .
تفسير ابيات وقتى كه كشتى به بركت دعاى دقوقى از گرداب خطرناك نجات پيدا كرد و به خواستهء خود نايل گشت ، نماز آن هفت نفر با امامت دقوقى هم به پايان رسيد .
آن هفت نفر آهسته و در گوشى با يكديگر به گفتگو پرداختند و مى گفتند : اين فضولى ( دعا براى نجات كشتى و رهانيدن آن ) از كسى خارج از جمع ما نبوده است ، اين مطلب را مخفيانه در پشت سر دقوقى با هم در ميان نهادند ، و هر يك از آن هفت نفر مى گفت : من چنين دعايى نه با زبان و نه به وسيلهء دل نكردهام . يك نفر از آنان باين نتيجه رسيد كه امام ( دقوقى ) بود كه چنين دعايى را كرده و كشتى را نجات داده است .
دومى گفت : اى ياران عزيز ، من هم يقين پيدا كردهام كه اين دعا را دقوقى كرده است . دعا و تقاضاى دقوقى ، نوعى فضولى است كه ناشى از گرفتگى روحى او بوده است كه او را به اعتراض به خداوند مختار مطلق وادار ساخته است . دقوقى مى گويد : سر بر گرداندم ببينم آن راد مردان الهى با يكديگر چه گفتگويى مى كنند ، در آن حال كسى را نديدم ، همه رفته بودند ، هر چه به چپ و راست و بالا و پايين نگريستم ، ديده گان تيز بين من نتوانست آنان را پيدا كند گويى آنان دانه هاى در بودند كه ناگهان آب گشتند ، از آنان نه نشان پايى بجا مانده بود نه گردى كه اثر راه رفتنشان را در بيابان بنماياند .
آنان در همان لحظه كه از ديده گان من ناپديد شده بودند ، زير قبهء ملكوتى الهى آرميده بودند . با خود فكر مى كردم : آن گروه كاروانيان حق به كجا و به كدامين روضهء رضوان رهسپار شدند ؟ چرا خداوند آنان را از ديده گان من مخفى كرد ؟ ناپديد شدن آنان از ديدگاه دقوقى ، مانند ناپديد شدن ماهيان بود كه در