تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٤ - تفسير ابيات
متخلق به اخلاق الله مى شوند . با يكديگر مهربان و هيچ گونه توقع رشوت و پاداش نداشته ، در روز سخت و در مقابل ناملايمات ياوران پا بر جايى هستند .
برو ، ان اخوان الصفا و خلان الوفاء را جستجو كن و پيش از افتادن در گرداب سيه روزى آنان را به دست آورد و وجودشان را غنيمت بدان .
آن كشتى كه در كام گرداب و طوفان فرو رفته بود ، به جهت دعاى دقوقى رهايى يافت ، در حالى كه كشتى نشينان گمان مى كردند كه تقلا و كوشش خودشان كشتى را نجات داده است احمقها مى پنداشتند -
((٢٢٢٦)) كه مگر بازوى ايشان در حذر بر هدف انداخت تيرى از هنر
وضع روحى اين تيره بختان شبيه به انديشهء روباهان است كه پاهايشان آنها را از چنگال درنده نجات مى دهد ، آن گاه گمان كنند كه دم بوده است كه آنها را از پاره پاره شدن رهايى داده است ، با پاى خويش فرار مى كنند و مى روند در گوشهاى با دم خود بازى مى كنند و به دم خويش عشق مى ورزند كه بلى ، اين دم است كه ما را از كمينگاه درندگان رهايى مى بخشد آن گاه -
از ضلالت بوسه ها بر دم دهند رقص گيرند و ز شادى بر جهند
احمق ، چرا نمى انديشى كه وقتى پاى وجود ندارد ، دم چه سودى مى تواند داشته باشد ؟ پاى خود را از سنگ و ساير وسايل ضربه حفظ كن . مثل ما مثل همان روباهان و رهبران الهى پا و نيروى محرك ما هستند كه مى توانند از سختى و گرفتارىهاى گوناگون نجات بدهند . آن حيله هاى باريك مانند دم ما است كه به آن عشق مى ورزيم و -
٢٢٣٢ ) ) دم بجنبانيم ز استدلال و مكر تا كه حيران ماند از ما زيد و بكر
دريغا ، دريغا ، از اين كه محصول مزرعهء عمر ما در اين جهان هستى آن باشد كه حيرانى و اعجاب مردم را به خود جلب كنيم ، نمى دانيم يا نمى خواهيم بروى خود بياوريم كه اين تمنا جز طمع در ادعاى الوهيت چيز ديگرى نيست ، زيرا تنها خداست كه