تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٥ - مطلب سوم - عبادت هدف زندگى انسانى است چه معنا مى دهد ؟
در نشستن چند لحظهاى و بازى كردن با انگشتر و تسبيحش ، يا گذاشتن يك صفحه كاغذ سفيد روى ميز و خط كشىهاى كج و راست بدون هدف روى آن صفحه .
اگر مردم مى دانستند معناى عبادت چيست ؟ گمان نمى رود كسى پيدا مى شود كه خود را عابد نداند و كسى پيدا نمى شد كه خود را بر كنار از دامان پيشگاه ربوبى تلقى كند .
براى توضيح اين معنا مى گوييم : همين مقدار كه كسى آگاهى پيدا كند كه دستگاه طبيعت ، براى او گهواره ايست كه او را بحركت در مى آورد و شيرش مى دهد تا بزرگ شود ، آن گاه همين دستگاه دبستان و دبيرستان و دانشگاه و آزمايشگاهى است كه گنجهاى نهفتهء روانى او را به ظهور رسانيده و قابل بهره بردارى مى سازد و نيز اگر آگاه شود كه از جنبهء گهوارهاى طبيعت گرفته تا جنبهء عالىترين آزمايشگاهى آن ، همه و همه اجزاى معبد بزرگى هستند كه او با يك آگاهى ، آرى فقط با يك آگاهى باين كه در اين جهان هستى در ميسر - انا لله و انا عليه راجعون در حركت است ، عبادت را شروع كرده و پايانش لقاء الله ( ديدار خدا ) مى باشد . اين كه گفتيم : پايانش « ديدار خدا » است ، به آن معنا نيست كه اين غايت و هدف پس از جدايى روح از بدن يا در روز رستاخيز صورت خواهد گرفت ، بلكه از اولين لحظهء شروع عبادت غايت و هدف مزبور تدريجاً به سراغ او خواهد آمد .
اين عبادت كميت و كيفيت مخصوصى ندارد ، از بيل زدن زراعت روستا بچه گرفته ، تا چشم پوشى از ميلياردها ثروت در راه خدمت بانسانها كه نهالهاى باغ خداوندى هستند ، از مطالعهء يك سطر دانش براى رسيدن به واقعيات گرفته تا جهان بينى كلى ، از جاروب كردن كارگاه براى معيشت و كار كارگر و انديشهء كار فرما همه و همه با شرط فوق عبادت معبودى يگانه مى باشد .
اما حركات و اذكار مخصوص ، براى به خود آوردن جدى انسانها است كه مانند خمير مايهء زندگى هدف دار است كه زير بنايش عبادت است .