تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - حيات در افق قرآن
اگر چه آيات ديگرى وجود دارد كه كلمهء دنيا صفت حيات قرار داده نشده است ولى همان ٦٩ مورد آن چنان در قرآن جلوه مى كند كه بمنزلهء اتصاف زندگى دنيوى به ناچيزى در همهء قرآن است ، زيرا اگر اتصاف مزبور يك يا دو يا پنج مورد بود ، احتمال آن مى رفت كه ناچيزى ، صفت هميشگى و عمومى حيات دنيوى نباشد بلكه عوارضى باعث شده است كه ناچيز گشته است . در سه مورد حيات بدون صفت دنيا وارد شده است دو مورد از آنها بدون الف و لام است :
الف - « وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ اَلنَّاسِ عَلى حَياةٍ ٢ : ٩٦ . . . » [١] ( يهود را خواهى ديد كه حريصترين مردم بزندگانى هستند ) .
ب - « وَلَكُمْ فِي اَلْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي اَلأَلْبابِ ٢ : ١٧٩ » . [٢] ( اى خردمندان ، براى شما در قصاص حياتى است ) .
تنوين موجود در هر دو مورد يا بمعناى تنكير است ، در اين صورت باز بهمان معناى ناچيزى حيات دنيوى است ، مانند اين كه بگوييم : در ملاقات آن شخص لذتى احساس كردم ، و اگر ، تنوين ضرورى اسم بوده باشد ، ماهيت صرف از حيات را تعبير مى كند مانند ماء ( آب ) و كوچكترين نظرى به كميت و كيفيت آن وجود ندارد و بهر حال دو مورد مزبور منافاتى با آن ندارد كه با ٦٩ مورد از آيات حكم به ناچيزى اين حيات دنيوى بنماييم . و دو مورد با الف و لام وارد شده است :
« قالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي اَلْحَياةِ أَنْ تَقُولَ لا مِساسَ ٢٠ : ٩٧ » . [٣] ( حضرت موسى به سامرى گفت . برو ، و در زندگى بگو : كسى با تو تماس نگيرد ) .
البته مسلم است كه الف و لام در حيات بمعناى حضورى و اشاره به مشهود است كه همگان آن را مى بينند ، نه بمعناى تعظيم از حيات . مورد دوم :
[١] سوره البقرة ، آيهء ٦٩ . .
[٢] سوره البقرة ، آيهء ١٦٩ . .
[٣] سوره طه ، آيهء ٩٧ . .