تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٤ - تحقيق اجمالى در بارهء هدفهاى مزبور در عبارات فوق
اين روشهاى هدف دار اگر چه به طور مستقيم اجزاء خود پديدهء حيات نيستند ، ولى با ريشه گيرى هر يك از آنها پديدهاى از خود حيات را درك كنيم ، مثلًا ما در مقابل دشمن خونخوار مقاومت مى كنيم و نيروى خود را چه به وسيلهء عضلات و چه به وسيلهء اسلحه به كار مى اندازيم ، براى چه ؟ براى اين كه دشمن خونخوار ما را از زندگى ساقط نكند . پس يكى از شئون حيات آن است كه به دفاع از خود بر مى خيزد و از نابودى خود جلوگيرى مى كند . همچنين در جلب هر يك از موضوعات لذت بار و دفع هر يك از موضوعات درد آور ، حيات يكى از پديده ها و شئون خود را نشان داده است و ما هنگام روبرو شدن با هر يك از آن پديده ها و شئون ، هدف را تشخيص داده و راه مناسب با آن را پيش گرفتهايم .
بنا بر اين سؤال « فلسفه و هدف زندگى چيست ؟ » نبايد متوجه هر يك از اجزاء و پديده ها و شئون حيات بوده باشد ، زيرا چنان كه گفتيم : هر يك از آنها به استثناى موارد خطا كارى ، داراى فلسفه و هدف مناسب موقعيت خود انسان بوده است و جاى ترديد نيست كه موقعى كه هر يك از اجزاء يك مجموع كلى براى انسان روشن و قابل تحليل مى باشد ، خود مجموع كلى مادامى كه حقيقتى عالى تر از آن اجزاء نباشد ، نمى تواند مورد سؤال قرار بگيرد .
اگر من توانستم اثبات كنم كه هدف من از خريدن هر يك از اين موزائيكها فرش كردن قطعهاى از مساحت خانهام مى باشد ، سؤال بعدى كه همهء موزائيكها را براى چه خريدهام از نظر منطقى غلط است . لذا جاى بسى شگفتى است كه با اين كه فلسفه و هدف عينى نقاط زندگى را يك بيك دانستهايم ، با اين حال ، به جهت عوارض مادى يا فكرى ، شبحى از حيات تجريد شده را براى خود مطرح ساخته ، و آن گاه براى آن شبح پوچ از حيات هوايى ، فلسفه و هدف جستجو مى كنيم