تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - منتخباتى از كتاب آزردگان - تأليف داستايوسكى
قابل ستايش و اصول شرافت و صداقت تمايل غريبى يافتهاى و از اين كه جامعهء ما تابع اين احساسات لطيف نمى گردد و تنها از مقررات خشك و طريق عقل پيروى مى كند شكوه ها دارى دل جوانان هم بمثابهء آسمان بهار پيوسته در تغيير و تبديل است . [٢] شاه زاده تبسم كنان گفت :
تصديق كنم هر گاه مى خواستم شما را بفريبم همان راهى را كه گفتيد اختيار مى كردم . عقل و درايت شما را ستايش مى كنم ، لكن هر شخصى كه كسى را متهم مى كند بايد دلايل محكم براى تاييد اتهامات خويش اقامه كند . [٣] من خودم اين ترديدها را ناشى از آن مى دانم كه وجدانم پاك نيست و گر نه در ارادهام پا فشارى مى كردم . [٤] اگر به فرض ممكن شود روزى هر يك از ما پرده از روى انديشه هاى مخفى خود بر دارد و بدون آن كه كسى بيم داشته باشد بتواند آن چه را در دلش مى گذرد افشاء كند و مخصوصاً آن چيزهايى را كه حتى از گفتنش بنزديكترين دوست خود امتناع دارد آفتابى نمايد ، باور كنيد دوست عزيز من ، جهان چنان آلوده و كثيف خواهد شد كه تمام ما يك سره بهلاكت خواهيم رسيد . بنا بر اين مى بينيد مراسم ظاهرى در تعارفات مصنوعى و آداب معمولى ما تا چه اندازه گرانبها است و به طور كلى آداب و رسوم و تعارفات ظاهرى يك نوع آرامش و راحتى براى آدمى توليد مى كند . [٥]
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٥٤ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٥٥ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٣٠٩ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٣٢٨ . .