تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٦ - نوع چهارم - زمينهء بىطرف - يك نظر اجمالى به فلسفه و هدف حيات در گذرگاه تاريخ تفكرات بشرى
جهانى ، مستى و بىخبرى ، نظر كردن در روى زيبا ، بر خوردارى از خوشىهاى زندگى را پند مى دادند . خيام و حافظ ما نيز از اين زمرهاند ، آنها بجهان بعد از اين باور نداشتند . اتصال به مبدا كل را وعدهاى تاريك مى شمردند ، زندگى را لحظهاى مى ديدند در بين دو عدم ، لذا بر آن بودند كه » بايد دم را غنيمت شمرد و از فرصت عمر طرفى بست « مكتب چارواك ولكايانا در هندوستان نيز از مبلغين مهم اين كيش در شرق بود و اى چه بسا خيام و حافظ ما از آن مكتب از طرق غير مستقيم الهام گرفتند .
در نظر هدونيستها هسته معقول مهمى است و آن اين كه براى كسب سعادت بايد بجهان مادى موجود و زندگى نقدينه انسانى نگريست و نه به جهانهاى موهوم ، ولى آنها دچار اين گمراهى هستند كه زندگى را عبث و كوشش آدمى را بىهوده مى شمارند ، لذا معتقدند كه بهتر است عمر بخواب يا به مستى بگذرد .
مطلق كردن لذت ، گمراهى ديگر آنهاست . بهر صورت در محيط زمانى آنها اين طرز فكر طغيانى بود عليه مكاتبى كه ترك دنيا را موعظه مى كردند و اما مذهبيون از هر نوع و هر قماش سعادت دنيوى را ميسر نمى دانند و خواستار سعادت اخروى هستند زيرا بنظر آنها روح جاويد است و اگر انسان در اين عالم طبق مقررات مذهب رفتار كند ، در آن جهان بهشت نصيب اوست و اگر آن مقررات را نقض نمايد ، در آن جهان جهنم نصيب اوست و بهشت همانا سعادت واقعى و جهنم شقاوت واقعى است و كتب مذهبى در وصف بهشت و عدن ، توصيفات كودكانهاى كردهاند كه عالىترين منظرهء زندگى انسانى را از نظر مؤلفين عصر نشان مى دهد و اين عالىترين منظرهء زندگى واقعاً چيز مبتذلى است .
گروه ديگر سعادت را امر مطلق ذهن و درون ذاتى مى شمارند و آن را در آرامش روحى مى جويند ، از طريق كسب فضيلت ، نيكو كارى ، عمل بوجدان و عدالت و انصاف كه خود اين كلمات مبهمند و بر حسب آن كه فردى كه مى خواهد موافق آن موازين رفتار كند ، در چه زمانى مى زيسته و از چه طبقهاى بوده ، محتوى اين موازين به كلى