تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٥ - براى اين كه يك موضوع واقعاً مورد سؤال قرار بگيرد ، آن موضوع بايد براى انسان خارج از ذات خويش مطرح شود و انسان بتواند از افق بالاترى به آن موضوع بنگرد
بررسى قرار گرفت در جوامع معاصر اكثريت قريب به اتفاق ، انسانهايى را تشكيل مى دهند كه مستقيم يا غير مستقيم سؤال از هدف زندگى مى كنند ، بنا به ملاحظاتى كه در توضيح هر يك از گروه ها نموديم ، روشن شد كه اينان شايستگى واقعى سؤال از هدف حيات واقعى را ندارند ، لذا هرگز به پاسخ كنندهء منطقى نخواهند رسيد ، زيرا ، آنان از هدف حيات واقعى كه در پهنهء هستى با هزاران راز و عظمت مى درخشد و گاهى هر لحظه اش مساوى تمام جهان طبيعت است ، نمى پرسند تا به پاسخ واقعى آن موفق شوند ، بلكه چنان كه ديديم مانند كرم ناچيزى كه مفهوم درخت را با صدها نمود و رابطه اش و مفهوم باغ را با هزاران قوانين و پديده هايش و حقيقت باغبان را با ميلياردها نيروها و واحدهاى مغزى و روانىاش ، در خواستهء ناچيز و زود گذرش كه شايد كمتر از فاصلهء فروردين و دى بوده باشد ، خلاصه نموده و سؤال از هدف و فلسفه چنين خواسته را مطرح مى نمايد .
براى اين كه يك موضوع واقعاً مورد سؤال قرار بگيرد ، آن موضوع بايد براى انسان خارج از ذات خويش مطرح شود و انسان بتواند از افق بالاترى به آن موضوع بنگرد .
اشاره كردن به چيزى و گفتن اين كه : « اين چيست ؟ » بدون تحقق دويى ميان سؤال كننده و موضوع سؤال شده امكان ناپذير است .
اين دو حقيقت ، يعنى سؤال كننده و موضوع سؤال شده ، حتما در مقابل يكديگر قرار گرفته است ، اما نه بمعناى رو در رو قرار گرفتن مطلق ، بلكه سؤال كننده ما فوق سؤال شونده و مشرف به آن است .
به توضيح اين كه حقايقى كه مورد سؤال قرار مى گيرند ، اگر چه ممكن است داراى جهات متنوع بوده باشند كه سؤال كننده به همهء آنها احاطهاى كه لازمهء طرح كردن است نداشته باشد . اما در بارهء آن جهت كه موضوع سؤال است سؤال كننده