تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٠ - انواع انگيزه هاى پرسش از هدف زندگى
است كه در موقع گمشدن راه بسوى مقاصد در مقابل ديده گان آدمى نمودار مى گردد : سطحى بودن و عميق بودن يك سؤال رابطهء مستقيم با موقعيت مخصوص سؤال كننده ( از نظر معلومات و خواسته هاى او ) دارد .
كارگرى را فرض كنيد كه مشغول قالب كردن آجر مى باشد . كودك چهار ساله به پدرش مى گويد : پدر جان اين شخص چه مى كند ؟ پدر مى گويد : فرزندم اين شخص كار مى كند و آجر قالب مى كند .
كودك يك سؤال ديگر مى كند و مى گويد : براى چه كار مى كند ؟ پدر مى گويد : براى آن كه مزد بگيرد .
همين پاسخ كودك مفروض را قانع مى سازد و به پدر مى گويد : پدر جان برويم ، مادرم منتظر است . همين سؤال به ابن خلدون و ريكاردو و كارل ماركس نيز نمودار مى شود : كار چيست ، و نقش آن در كالا كدام است ؟ تا اين سؤال از نظر امثال آن مردان بپاسخ نهايى برسد ، شايد اوراق تاريخ بشرى به آخرين صفحات خود برسد .
بنا بر مطلب فوق براى پيدا كردن پاسخ يك سؤال ، تحقيق و تصفيهء منطقى لازم است كه نقطهء واقعى « ايست » كه سؤال كننده را متوقف ساخته است آشكار گردد .
بحث ما كه عبارتست از سؤال از فلسفه و هدف زندگى با نظر به شرايط گوناگون كسانى كه سؤال مزبور براى آنان مطرح است ، به تحليل و تصفيه و تحقيق مشروحى نيازمند است .
انواع انگيزه هاى پرسش از هدف زندگى براى پرسش از هدف زندگى انگيزه هاى مختلفى وجود دارد . اساسىترين آنها را مى توان در چهار نوع مهم مورد بررسى قرار داد :
نوع يكم - زمينهء منفى حيات .
نوع دوم - زمينهء مثبت حيات .
نوع سوم - زمينه هاى عارضى و ثانوى حيات .