تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٢ - تفسير ابيات
بيان اشارت سلام سوى دست راست در قيامت از هيبت محاسبهء حق و از انبياء استعانت و شفاعت خواستن
آيه
بيان اشارت سلام سوى دست راست در قيامت از هيبت محاسبهء حق و از انبياء استعانت و شفاعت خواستن
((٢١٦٥)) رو به دست راست آرد در سلام سوى جان انبيا و آن كرام
((٢١٦٦)) يعنى اى شاهان شفاعت كاين لئيم سخت در گل ماندش پا و گليم
((٢١٦٧)) انبياء گويند روز چاره رفت چاره آن جا بود و دست افزار زفت
((٢١٦٨)) مرغ بىهنگام اى بد بخت رو ترك ما گو خون ما اندر مشو
((٢١٦٩)) رو بگرداند به سوى دست چپ در تبار و خويش گويندش كه خب
((٢١٧٠)) هين جواب خويش گو بر كردگار ما كهايم اى خواجه دست از ما بدار
((٢١٧١)) نى از اين سو نى ز آن سو چاره شد جان آن بىچاره دل صد پاره شد
((٢١٧٢)) از همه نوميد گردد آن دغا پس بر آرد هر دو دست اندر دعا
((٢١٧٣)) كز همه نوميد گشتم اى خدا اوّل و آخر تويىّ و منتها معنى تسليم اين اى مقتدى كه تو اى حق هادى و ما مهتدى هر چه فرمايى تو منقاديم ما با قضاى جرم هم شاديم ما
((٢١٧٤)) در نماز اين خوش اشارتها ببين تا بدانى كاين بخواهد شه يقين هست اميدى عنايت در رسد گردد او ايمن ز حبل من مسد
((٢١٧٥)) بچه بيرون آر از بيضهء نماز سر مزن چون مرغ بىتعظيم و ساز
آيه « وَاِمْرَأَتُه حَمَّالَةَ اَلْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ . » ١١١ : ٤ - ٥ (١) ( و زن او ( ابو لهب ) كه هيزم را ( براى آتش كردن و در راه پيامبر انداختن ) حمل مى كرد ، در گردنش طنابى از ليف آتشين . )
(١) سوره مسد ، آيهء ٣ و ٤ . .