تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٢ - تفسير ابيات
است ، اين خيالها و پندارهاى نابجاست كه مدح و ذم را در غير موارد شايسته تطبيق مى كنند . [ حد اقل خود افراد ناشايست اگر داراى وجدان باشند ، مى فهمند كه ثنا خوانىها و مداحىها در بارهء آنها دروغ محض است - و اگر در جامعهاى خود افراد هم بدون استحقاق مدح و ثنا را به خود بگيرند ، آن جامعه تمام ارزشهاى انسانى و الهى را پاى مال كرده است . ] اشخاصى كه بدون شايستگى مورد مدح قرار مى گيرند ، در حقيقت مانند ديوارى هستند كه واسطه ميان منبع اصلى نور و چيزى است كه بهره بردارى از نور ، حق اوست ، وقتى كه سايهء نور نما به سوى اصل خويش رفت ، بىنوا مادح سايه ، خود ماه را كه مستحق ستايش بود گم مى كند و گيج مى شود .
براى بعضى از تبه كاران نادان عكس ماه در ته چاه ، خود ماه مى نمايد و سر بچاه كرده ثنا خوانش مى شود . اين بىنوا در حقيقت ماه را مى ستايد ، اگر چه در تشخيص مكان و موقعيت خود ماه به اشتباه افتاده است ، و بدان جهت كه در تطبيق محل و موقعيت براه غلط رفته است ، لذا موصوف به كفر گشته است .
[ مسلم است كه تمام مطالب جلال الدين را در اين ابيات بايد بصورت اشتباه و ناتوانى از درك خود حقيقت تاويل كنيم و الا حتى شرك و كفر محض هم با بيان عمومى جلال الدين تبرئه مى شود ] . آن انسان بىباك كه نمى خواهد خود ماه را در بالا ببيند و سر بزير انداخته عكس ماه را مشاهده مى كند و به آن عكس كرنش كند ، از شقاوتش گمراه گشته است . اين بتهاى ناچيز خلق را پريشان مى سازد ، مردم غريزهء حقيقت جويى خود را با آنها اشباع مى كنند و آن گاه كه متوجه مى شوند اين بتها شايستهء كرنش و نيايش نيستند پشيمان مى گردند . چرا پشيمان مى شوند ؟
((٢١٣٤)) ز انكه شهوت با خيالى راندند وز حقيقت دور و واپس ماندند
اين قضيه را در موضوع شهوترانى خيالى مردم مى توان ديد : ميل آدمى به يك خيال ، مانند بالى است كه به گمان وصول به حقيقت آن بال را مى گشايد و به حركت