تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩١ - تفسير ابيات
( براى شما از دين همان را تشريع كرده است كه به نوح توصيه كرده بود و آن چه كه به تو وحى نموديم و به ابراهيم و موسى و عيسى توصيه كرديم اين بود كه دين را بر پا داريد و در بارهء دين پراكنده نشويد ، دعوت شما براى اتحاد ، بر مشركين بزرگ . [ و غير قابل هضم بود ] خداوند هر كس را بخواهد بسوى خويش بر مى گزيند و هر كس را كه به سوى او باز گشت نمايد هدايت مى كند ) .
از اين رو مضمون بيت فوق كاملًا صحيح است و مى توان گفت : مقصود جلال الدين اتحاد اديان تحريف نشده يا مسلكها و نظريات گوناگون در يك دين ، مانند دين اسلام است كه به وحدت هدف صدمهاى نمى زند ، و نمى توان از گفتهء جلال الدين به تصحيح مزخرفات ساخته شده به وسيلهء هوى پرستان كه بشكل مذاهب در آورده و با اين تصنع آتش در ايده هاى عالى بشرى زده و راه را بر رهروان حق و حقيقت مسدود كردهاند سوء استفاده نمود .
تفسير ابيات اى حسام الدين من مدح تو را در خارج از اعداد مى گويم ، با اين كه من مشغول نوشتن داستان و مدح دقوقى هستم . چه جاى اشكال است ، مدح تو يا مدح او يا ثناى ديگر راد مردان الهى . در آن هنگام كه درود به بندگان صالح خدا مى فرستيم تمام پيامبران را شامل مى گردد .
همه مدحها ، و سپاسها به جهت اتحاد ممدوح عالى و هدف گيرى از مدح در هم مى آميزند و مانند اين كه كوزه ها را بيك طشت خالى كنند يك مدح مى گردند .
اگر درست توجه كنيم ممدوح حقيقى بيش از يك حقيقت نيست ، بقيه ممدوحان مزيت موجب ستايش را از آن حقيقت گرفتهاند . مدح حقيقى به درياى نور الهى مى رود و اگر هم بر صور و اشخاص متعلق باشد عاريتى بوده شايستهء ذات مستقل او نيست .
اگر درست دقت شود ، همواره مدحهاى واقعى از آن ممدوحهاى واقعى