تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى
بالاخره سفته به دست جباروف افتاده است و او هم از اذيت كردن تو فرو گذار نكرده است . وقتى از قضايا با خبر شدم براى راحتى وجدانم مى خواستم مرد تاجر را گوشمالى بدهم ، اما در اين اثناء ما بين من و پاشنكا توافق حاصل شد . [١] اشتباهات اين اشخاص سبب خشم من نيست : هر كس مجاز است خطا كند ، اشتباه قابل بخشايش است زيرا به وسيلهء آن انسان به حقيقت مى رسد . [٢] اكنون بايد طريقهء جديدى پيدا كرد و روش كهنه را كه متروك شده است رها كرد . تنها معلومات روان شناسى مى تواند ما را براى يافتن قاتل هدايت كند آنها مى گويند « ما وقايع را در نظر مى گيريم » اما تنها وقايع را نبايد در نظر گرفت ، بلكه نصف موفقيت در حل معما بستگى بطرز تعبير وقايع دارد . [٣] انسان از تنفرى كه نسبت به مردم احساس مى كند ، شرمسار گشته و دو باره به سوى آدميان باز مى گردد . [٤] هر قدر انسان زندگى كند ياد مى گيرد : [٥] به نظر آنها عالىترين درجهء ترقى آن است كه انسان تا كمترين حد امكان به خودش شبيه باشد . [٦] گوش كن تو يك جوان خوبى هستى ، اما يك مشت عيب هم دارى ، تو شهوتران پستى مى باشى . تو راحتى خود را دوست دارى ، چاق مى شوى و نمى توانى خود را از چيزى محروم كنى . بعقيدهء من اين رذالت است ، زيرا انسان را مستقيماً به سوى كثافت كارى مى كشاند . [٧] اشخاصى كه دچار فكر ثابتى هستند از قطرهاى اقيانوسى مى سازند . [٨]
[١] همان مأخذ ص ٩٣ . .
[٢] .
[٣] ٢ و ٣ - همان مأخذ ، ص ١٠٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ١٢٤ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ١٤٠ . .
[٦] همان مأخذ ، ص ١٤٨ . .
[٧] همان مأخذ ، ص ١٥٢ . .
[٨] همان مأخذ ، ص ١٥٤ . .