تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٥ - تفسير ابيات
يك درخت شدن آن هفت درخت
آيه
تفسير ابيات
يك درخت شدن آن هفت درخت
((٢٠٤٦)) گفت راندم پيشتر من نيك بخت باز شد آن هفت جمله ، يك درخت
((٢٠٤٧)) هفت مى شد ، فرد مى شد هر دمى من چسان مى گشتم از حيرت همى
((٢٠٤٨)) بعد از آن ديدم درختان در نماز صف كشيده چون جماعت كرده ساز
((٢٠٤٩)) يك درخت از پيش مانند امام ديگران اندر پس او از قيام
((٢٠٥٠)) آن قيام و آن ركوع و آن سجود از درختان بس شگفتم مى نمود
((٢٠٥١)) ياد كردم قول حق را آن زمان گفت النجم و شجر را يسجدون
((٢٠٥٢)) اين درختان را نه زانو نه ميان اين چه ترتيب نماز است آن چنان ؟
((٢٠٥٣)) آمد الهام خدا كاى با فروز اين عجب دارى ز كار ما هنوز
آيه « وَاَلنَّجْمُ وَاَلشَّجَرُ يَسْجُدانِ ٥٥ : ٦ . » (١) ( ستاره و درخت به خدا سجده مى كنند ) تفسير ابيات دقوقى مى گويد : باز پيشتر رفتم و ديدم همهء آن هفت درخت يك درخت شدند اما اين دفعه ديدم اين دگرگونى تكرار مى شود ( يك درخت هفت و هفت درخت يك درخت مى شود ) آن گاه ديدم همهء آن درختان صف كشيده مانند نماز جماعت بنماز ايستادهاند و يكى از آن درختان در جلو ايستاده ، بقيه در پشت سر به آن درخت اقتدا كردهاند .
آن قيام و ركوع و سجود كه در درختان مى ديدم ، به شگفتى بيشترى فرو مى رفتم ، در همان لحظات بود كه فرموده ى خدا را بياد آوردم كه ستاره ها و درختان هم در پيشگاه او سجده مى كنند .
جاى بس تعجب بود كه آن درختان نه كمر داشتند و نه زانو ، خدايا اين چه نمازى است ؟ الهام خداوندى به تعجبهايم پايان داد و مى گفت : تو هنوز از كارهاى ما تعجب مى كنى
(١) سوره الرحمن ، آيهء ٧ . .