تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٩ - آرى ، منطق خود باختگان همين است كه حقيقت گرايان را ديوانه بنامند
عوامل طبيعى و انسانى را كه براى تو دست به كار شدهاند ، به لجن تبديل مى سازى و اوراق كتاب هستىات را سياه مى كنى آيا اين همه زيبايىهاى طبيعت و نيروهاى جهان هستى و عظمتهاى انسانى كه مانند ميوه هاى درخت پر شاخ و برگ خلقت است ، باين حماقتهاى آدميان بهت زده اشك نمى ريزند ؟ شما مى گوييد : وقتى كه خود انسانها در همين حماقتها لذت مى برند به ما چه كه ميوه واقعى حيات را دور انداخته و به ميوه هاى پوسيده و گنديده قناعت مى ورزند ، بگذاريد آنان در لذت فرو روند . من هرگز خوشايند بودن لذت را منكر نشدهام ( اگر چه در جايش گفتهام : نبايد لذت را هدف مطلق حيات قرار بدهيم ، اگر چه لذت تا پلهء آخر نردبام ترقى سايه وار به دنبال ما خواهد آمد ) ولى مى گويم : حد اقل لذت را به جست و خيز خود طبيعى منحصر نسازيم . وقتى كه مى بينيم لذايذى ما فوق لذت » خود طبيعى « وجود دارد كه انسانهاى با شرف و با شخصيت از آنها بر خوردارند لذت انسان دوستى و لذت دانش و لذت جهان يابى ، لذت اداى وظيفه و كوشش در راه اعتلاى انسانها ، اين لذايذ را هم پيش نهاد كنيم و در تحريك انسانها براى به دست آوردن آن لذايذ فرو گذارى نكنيم . آن خوشىهاى انسانى چونان ميوه هاى شاداب درخت خلقت آدمى ، و لذايذ » طبيعى محض « كه به قول » ويكتور هوگو « : هدفهاى ناچيز و حيوانى است ، همان ميوه هاى پوسيده ايست كه هضم آدمى را مختل مى سازد .
((٢٠١٩)) گر كسى مى گفتشان كاين سو دويد تا ازين اشجار مستسعد شويد
((٢٠٢٠)) جمله مى گفتند كاين مسكين مست از قضاء اللَّه ديوانه شده است
آرى ، منطق خود باختگان همين است كه حقيقت گرايان را ديوانه بنامند اگر كودك چهار و پنج ساله ناظر فرو رفتن يك رياضى دان عالى مقام در مسائل رياضى باشد .