تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٥ - آيه
به آن مرد الهى ( حبيب نجار ) [ كه پيامبران را تصديق و از روى خلوص نيت به آنان ايمان آورده بود ] گفته شد : به بهشت داخل شو . [ حبيب در حالى كه به بهشت داخل مى شد ] گفت : اى كاش قوم من مى دانستند كه خدا براى چه مرا بخشيد و مرا يكى از اكرام شدگان قرار داد ) .
« يَقُولُ اَلإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ اَلْمَفَرُّ . كَلَّا لا وَزَرَ . إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ اَلْمُسْتَقَرُّ ٧٥ : ١٠ - ١٢ . » [١] ( انسان در چنان روزى ( رستاخيز ) مى گويد : كجاست فرارگاه ( كه بتوانم فرار كنم ) حاشا ، نه هرگز ، پناهگاهى وجود ندارد ، امروز جايگاه انسانها پيشگاه خداست ) .
« كَذلِكَ ما أَتَى اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ٥١ : ٥٢ « [٢] ( بدينسان هيچ فرستادهاى به اقوامى كه پيش از آنها زندگى مى كردند نيامد ، مگر اين كه آنان گفتند : يا جادوگر است يا ديوانه .
« وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ اَلْقُرى أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي اَلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدارُ اَلآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اِتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ . حَتَّى إِذَا اِسْتَيْأَسَ اَلرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَلا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ اَلْقَوْمِ اَلْمُجْرِمِينَ ١٢ : ١٠٩ - ١١٠ . » [٣] ( و پيش از تو مردانى از اهل آبادىها نفرستاديم ، مگر اين كه به آنان وحى مى كرديم آيا آن مردم در روى زمين سير نمى كنند تا چگونگى انجام كار پيشينيان را ببينند ؟ به طور قطع سراى آخرت براى كسانى كه تقوا مى ورزند بهتر است ، آيا تعقل نمى كنند تا آن گاه كه پيامبران دچار يأس و نوميدى شدند و گمان كردند كه آنها تكذيب شدهاند يا امر به آنها مشتبه شده است ، ناگهان يارى ما به آنها رسيد و هر كس را كه مى خواستيم
[١] سوره القيامة ، آيهء ٩ تا ١١ . .
[٢] سوره الذاريات ، آيهء ٥٢ . .
[٣] سوره يوسف ، آيهء ١٠٩ و ١١٠ . .