تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤١٩ - مسئله دوم
عضلات و نيروهاى جسمانى تحت نفوذ روان قرار مى دهد ، همچنين رشد روحى وقتى كه به حد نصاب مى رسد ، مى تواند در جريان عينى اشياء تصرف نمايد .
روحهايى كه با رياضت تقويت شده و كارهاى فوق العاده انجام مى دهند ، فراوانند . در مرتبهء عالى معجزات پيامبران همگى به جهت استعداد ما فوق طبيعى است كه آنان به دست آورده و جريانات طبيعى را دگرگون مى سازند .
مسئله دوم - رضا به قضاى الهى ، نوعى از نيرو و استعداد به روح مى بخشد كه حقيقت جريانات هستى را در مى يابد ، نه به آن معنى كه به وسيلهء علوم تفصيلى مانند فيزيك و شيمى و تشريح و گياه شناسى به جزئيات و مشخصات و روابط حقايق هستى آگاه مى شود ، بلكه مانند كسى كه بهيچ وجه از تكنيك وسيله موسيقى اطلاعى ندارد و نمى داند آيا اجزاء دستگاه مفروض از چوب است يا از فلز يا . . . ولى آهنگى كه به وسيله آن نواخته مى شود ، براى او قابل درك و گويى با اعماق روحش در هم مى آميزد . كسى كه آهنگ يك وسيلهء موسيقى را كاملًا در يابد ، به طور يقين تمام اجزاى آن وسيله را مناسب و منظم بيند ، گويى خود اوست كه سازندهء وسيلهء مزبور است و بدان جهت كه آهنگ مفروض نه تنها مطلوب اوست ، بلكه با همهء سطوح روح او آشنايى داشته و آن سطوح را نوازد ، لذا تمام اجزاء وسيلهء مفروض و تركيباتش را جزئى از روح خود مى داند .
اين حالت شگفت انگيز روانى را به هيچ وجه نمى توان منكر شد ، نهايت امر اين است كه اين گونه دريافت در جهان هستى احتياج به توضيح دارد :
گروهى عقيده مندند كه اين حالت جز برداشته شدن پرده از روى واقعى روح چيزى ديگرى نيست ، زيرا روح آدمى نمونهء مجرد تمام هستى عينى را در خود دارد ، تموجات طبيعت و هوى و هوسهاى حيوانى پردهاى بسيار ضخيم روى اين قيافهء روح انداخته است ، وقتى كه رشد روح آدمى بحد اعلا مى رسد ، پرده يا مانع بر كنار مى رود و تمام هستى در روح نشان داده مى شود .