تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٥ - تفسير ابيات
بردبارى آن پديدهء سبكبال است كه پروازش از همهء پرندگان عالى تر است . تو مپرس ، بگذار حادثه به طور طبيعى پيش برود ، هر چه كه جريان حادثه در مجراى خود پيشتر رود ، قيافهء خود را بهتر آشكار مى سازد و بالعكس ، بىصبرى و نابردبارى موضوع آسان را پيچيده تر و تاريك تر مى نمايد .
لقمان از اين گفتگو با خويشتن باين نتيجه رسيد كه تحمل كند و چيزى نگويد .
داود عليه السلام حلقه ها را در مقابل ديده گان لقمان آن حكيم برد بار زره ساخت و پوشيد و آن گاه خود « داود » عليه السلام گفت : اى لقمان ، اين زره پوشاك بسيار شايسته ايست كه براى جلوگيرى از ورود زخم و جراحت در جنگ و پيكار ساختهام .
لقمان گفت : آرى . بردبارى هم نيروى بسيار شايسته ايست كه پناهگاه و دفع كنندهء هر گونه غم و اندوه است . خداوند ما صبر را با حق و حقيقت قرين فرموده و در آخر سورهء العصر هر دو را لازم توصيهء مردان با ايمان قرار داده است .
حق جل و علا صدها هزار كيميا آفريده ، ولى هيچ كس كيميايى بعظمت صبر نديده است .