تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٣ - آيا گريه و ناله در مرگ فرزندان و خويشان و دوستان و دوستان مطلوب است ؟
((١٨١٨)) جمله گر مردند ايشان ور حى اند غايب و پنهان ز چشم دل كى اند
((١٨١٩)) من چو بينمشان معين پيش خويش از چه رو رو را كنم همچون تو ريش
آيا گريه و ناله در مرگ فرزندان و خويشان و دوستان و دوستان مطلوب است ؟
سكوت و آرامش مرگ كه در موقع بيرون رفتن آخرين نفس از سينه فرا مى رسد ، خاموشى بهت انگيز كه شعلهء حيات آدمى را در مقابل تند باد اجل به تاريكى مبدل مى سازد ، سكون و ركودى كه به ديده گان پر فروغ آدمى حكمفرما مى شود ، بالاخره در آن هنگام كه مغز شگفت انگيز انسانى كه جايگاه ميليونها انديشه و آرزو و اميد و تجسم و تخيل و خاطرات است ، ناگهان بيك مشت استخوان و پيه و عصب بىحس مبدل مى گردد ، منظرهاى بس تعجب آور در مقابل ديده گان آدمى نمودار مى سازد .
با همهء فلسفه بافىها و تسليتهاى بىمورد و شعر گويىها ، قيافهء مرگ هراس انگيز و مهيج است .
ما در مباحث آينده نشان خواهيم داد كه حساسترين و تحريك آميزترين جملات انسان شناسان انديشمند ، در بارهء مرگ و قيافهء بس عجيب آن است .
آن سكوت و خاموشى را كه مرگ براى يك انسان زنده ايجاد مى كند ، ضربهء بس شديدى را در روان ناظر هشيار بوجود مى آورد كه ناشى از فاصلهء بىنهايت ميان سكوت و حركت است كه يكى خاصيت مرگ و ديگرى خاصيت زندگى است ، اين ضربه هيچ سپر شايستهاى از نظر آرام ساختن عواطف و احساسات مانند گريه و اندوه ندارد .
به اضافهء اين كه هر اندازه كه پيوستگى دو انسان با يكديگر شديد تر باشد ، مرگ يكى از آن دو ، شبيه تر به جدايى جزئى از اجزاء يك پيكر خواهد بود .
بيت ذيل را از ( ابو الحسن تهامى ) كه در مرگ فرزندش سروده است توجه كنيم :