تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٨ - جزع ناكردن شيخى بر مرگ فرزندان خود
بحثى در شفاعت
مسئله يكم - از نظر عقلانى
( شيخ در ميان قومش مانند پيامبر در امت خويش است ) .
توضيحى كه سيوطى در بارهء مفهوم شيخ مى دهد ، اين است كه اين عظمت براى شيخ نه بدان جهت است كه كهنسال است ، بلكه براى آنست كه گذشت روزگاران عقل او را به نهايت تيز بينى رسانيده است . ) منظور مولوى از شيخ اصطلاح عرفان است ، مسلم است كه شيخ باين معنى در صورتى كه جامع شرايط رهبرى الهى باشد ، از آن مفهوم كه سيوطى مى گويد عالىتر است .
((١٧٨٣)) گفت پيغمبر كه روز رستخيز كى گذارم مجرمان را اشك ريز
((١٧٨٤)) من شفيع عاصيان باشم به جان تا رهانمشان ز اشكنجهء گران
((١٧٨٥)) عاصيان و اهل كباير را به جهد وارهانم از عتاب نقض عهد
بحثى در شفاعت از زمانهاى گذشته مفهوم شفاعت مانند مفاهيم قضا و قدر و توبه و جبر و اختيار و عدل و توسل ، مورد مناقشه و كج فهمى و سوء استفاده و خود نمايىهاى مكتبى و علمى قرار گرفته است . ما بحث شفاعت را در چند مسئله به طور اختصار مطرح مى كنيم .
مسئله يكم - از نظر عقلانى با نظر به مجموع مباحث الهيات و رابطهء انسان با خدا ، شفاعت بمعناى معقولى كه مى تواند در بر داشته باشد ، نه تنها مورد اشكال و اعتراض نيست ، بلكه مانند يك امر ضرورى الهى بنظر مى رسد .
اگر ما بتوانيم معناى پارتى بازى و باج سبيل دادن را از مفهوم و شفاعت دور كنيم و چنان گمان نكنيم كه شفاعت مبارزه با قانون و نظم و علل و معلولات است ، مهمترين قدم را در تفسير و توجيه شفاعت بر داشتهايم .
عمل خارجى و انعكاسات نارواى شفاعت در اذهان معمولى كه عالىترين حقيقت را بصورت خرافات در مى آورد ، موضوعى است ، و دقت در مجموع مباحث الهيات و رابطهء انسان با خدا و استخراج معناى معقول براى شفاعت ، موضوع ديگرى .