تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٧ - جزع ناكردن شيخى بر مرگ فرزندان خود
آيه
روايت
((١٧٩٤)) مهد در عيسى بر آرد صد نفير كه جوان ناگشته ما شيخيم و پير
((١٧٩٥)) گر رهيد از بغض اوصاف بشر شيخ نبود كهل باشد اى پسر
((١٧٩٦)) در يكى موى سيه كان وصف ماست نيست بر وى شيخ و مقبول خداست
((١٧٩٧)) چون بود مويش سپيد ار با خود است او نه پير است و نه خاص ايزد است
((١٧٩٨)) ور سر مويى ز وصفش باقى است او نه او عرش خدا ، آفاقى است ما همه اميدواران توايم ريزه چين خوان احسان توايم ليك با اين جمله چون بىشفقتى بهر فرزندان چرا بىرأفتى يا مگر خود دل نمى سوزد تو را باز گو اى شيخ ما را ماجرا
آيه « فَأَشارَتْ إِلَيْه قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي اَلْمَهْدِ صَبِيًّا . قالَ إِنِّي عَبْدُ الله آتانِيَ اَلْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا . وَجَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَاَلزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا ١٩ : ٢٩ - ٣١ . » (١) مريم بگهوارهاى كه عيسى در آن خوابيده بود ] اشاره كرد [ كه با او صحبت كنيد : ] آنان گفتند : ما چگونه كودكى را كه در گهواره خوابيده است به سخن در آوريم ، عيسى عليه السلام از گهواره به سخن در آمد و گفت : من بندهء خدا هستم و مرا پيامبر و در هر جا كه باشم مباركم گردانيده است و مرا مادامى كه زنده هستم به نماز و زكات توصيه فرموده است .
روايت « وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ٦ : ١٦٤ . » (٢) ( هيچ كسى گناه ديگرى را حمل نمى كند ) .
« الشيخ فى اهله كالنبى فى امته . » (٣)
(١) سوره مريم ، آيهء ٢٨ و ٢٩ و ٣٠ . .
(٢) سوره فاطر ، آيهء ١٨ . .
(٣) الجامع الصغير ، سيوطى ، ج ٢ ص ٨٦ باب شين . .