تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٦٧ - آيه
روايت
آنان كه از زنجير گرانبار خود طبيعى رهايى يابند ، در معرض تشعشعات دل قرار مى گيرند و سايهء وجود خود را از خود حقيقى شان تشخيص مى دهند
روايت « الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا « . [١] ( مردم در حال خوابند ، موقعى كه چشم از اين دنيا بستند بيدار خواهند شد ) .
« الدنيا حلم و الاخره يقظه و نحن بينهما اضغاث احلام « . [٢] ( دنيا رؤيايى است و آخرت بيدارى و ما ميان آن در آشفتگىهاى رؤيايى بسر مى بريم ) .
العيش نوم و المنيّة يقظة و المرء بينهما خيال سار
تهامى
((١٧٢٥)) او نمى دانست كايشان رسته اند بر دريچهء نور دل بنشسته اند
((١٧٢٦)) سايهء خود را ز خود دانسته اند چابك و چست و كش و برجسته اند
آنان كه از زنجير گرانبار خود طبيعى رهايى يابند ، در معرض تشعشعات دل قرار مى گيرند و سايهء وجود خود را از خود حقيقى شان تشخيص مى دهند در راه اعلاى كلمهء حق . انسانهاى بىشمارى دست از سايهء وجود خود شستند و كالبد مادى را وداع گفتند و روح انسانى خود را به پرتو انوار الهى عرضه نمودند . براى بشريت يك مسئله ، آرى تنها يك مسئله اساسى مطرح است و بقيه كارها و شئونش در درجهء بعدى قرار گرفته است .
اين مسئله عبارت است از تشخيص سايهء وجود از اصل وجود كه اكثريت نفوس انسانى را ناتوان ساخته ، به جاى آن كه در قلمرو هستى حقيقى زندگى كنند ، در سايه ها
[١] پاورقى مثنوى رمضانى و شرح تعرف ، ج ٣ ، ص ٩٨ از امير المؤمنين على بن ابى طالب . .
[٢] نهج البلاغه - كلمات قصار . .