تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - مضطر شدن فقير نذر كرده به كندن امرود از درخت و گوشمال حق رسيدن بىمهلت
آيه
روايت
تفسير ابيات
آيه « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ٥ : ١ . » [١] ( اى مردم با ايمان به پيمانها وفا كنيد . ) روايت « و المخلصون على خطر عظيم . » [٢] ( انسانهاى مخلص در خطر بزرگى قرار گرفتهاند ) تفسير ابيات اين سخن هم پايانى ندارد ، بقيهء داستان آن فقير را باز گو كنيم : گرسنگى آن بىچاره را اسير و تنش را ناتوان ساخت ، مدت پنج روز باد ، امرودى از درخت نينداخت و از شعلهء آتش گرسنگيش ، صبر فرار مى كرد .
چند گلابى بر سر شاخهاى ديد و باز تحمل كرد و دست به شاخه گلابى نيازيد . ناگهان بادى وزيد و شاخه را پائين آورد و طبيعت گرسنهء آن درويش فقير پيروز گشت و براى جذب غذا زاهد بىنوا را در مقابل عهدى كه بسته بود ، بزانو در آورد ، پيمانش را شكست . وقتى كه ميوه گلابى از درخت چيده شد ، سستى در عهد و نذر فقير راه يافت . فورا گوشمالى حق بسراغش رسيد و ديده گان در خواب رفته اش را باز و گوشش را كشيد . آرى مگر آن حديث را نشنيدهايد كه مى گويد : . . . حتى پس از سپرى كردن دوران علم و عمل و گام گذاشتن به مقام اخلاص مغرور مباشيد ، زيرا مخلصين هم در خطر انحراف قرار گرفتهاند .
اى فرزند ، اين راه سنگلاخ هستى امتحانها دارد . يا اصلا نذرى و پيمانى كه نتوانى به آن وفا كنى مبند و خود را در مخاطرات ميفكن ، يا اگر نذر و پيمان بستى
[١] سوره المائدة ، آيهء ١ . .
[٢] مدرك اين روايت در مجلدات پيشين ذكر شده است . .