تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥ - تفسير ابيات
اين سازندگى روح چنان كه گفتيم خيالى نيست .
بنا بر اين مقدمه مى توان گفت : روح مى تواند براى خود كالبد مثالى را كه از نظر ماهيت ظريف تر از كالبد مادى است بسازد و با آن زندگى كند .
تفسير ابيات بايد بدانى كه بدن مانند پوشاكى براى روح است ، اين قدر شيفتهء لباس مباش ، و آن را مليس ، برو آن حقيقت را كه لباس تن را پوشيده است جستجو كن .
روح آدمى يك ايده آل بيشتر ندارد و آن لقاء الله است .
اما اين را بدان كه روح در ما وراى اين دست و پاى ظاهرى دست و پاى ديگرى دارد .
به عنوان شاهد تو در خواب گاهى دست و پايى با تركيب و ائتلاف بينى كه كالبد مادى تو نيست ، ولى اين حقيقت است ، خواب و خيال پا در هوا نيست .
تو همان انسانى كه بدون داشتن اين بدن مادى بدن ديگرى دارى ، كه حامل روح است ، بنا بر اين ، از بيرون رفتن جان از بدن بيمى به خود راه مده .
اين روح بدون احتياج به بدن فعاليتها دارد كه در بدن امكان پذير نيست . چنان كه بىقرارى پرنده در قفس ناشى از آن است كه مى داند فعاليتهايى ما فوق حركات ناچيز در قفس را مى تواند انجام بدهد .
باش تا آن لحظه فرا رسد كه مرغ روح از قفس تن پرواز كند ، تا ببينى كه هفت گنبد لاجوردين در مقابل آن چگونه رام است .