تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣١٨ - ٧٣ - آيا عقل حكم مى كند كه انسان در جستجوى نيستى است ؟
اين مسئله در ارتباطات فرد با فرد و فرد با اجتماع فوق العاده اهميت دارد . جلال الدين مى خواهد بگويد : اگر عقل انسانى در فعاليت خود منحرف نشود و گمانها و خيالات سد راه حركت عقل به سوى حقايق نباشد ، بخوبى از عهدهء تشخيص خير خواه و بد خواه بر مى آيد و استشمامى به دست مى آورد كه از لابلاى پيچيده و در هم رويدادها ، اگر چه در ظاهر به عليه او باشد ، درك مى كند كه آن حوادث بسود اوست يا بضرر او تمام خواهد گشت .
اين مسئله در صورتى كه احراز شود و عقل آدمى بتواند با به دست آوردن نيروى استشمام ، تبه كاران را از راد مردان تشخيص بدهد . معمولا در حركت مطابق ارادهء راد مردان پيش رو و متحمل زحمات و ناملايمات مى گردد . آن چه كه مهم است اين است كه در روابط اجتماعى بقدرى مسائل پيچيده بوجود مى آورند كه عقل در تشخيص انسان از ضد انسان واقعاً مبهوت مى گردد .
مكاران و حيله پردازان هر گونه رابطه را در هر حال مى توانند به سود خويش توجيه و تفسير كنند .
با اين وضع يك زندگانى صد ساله مورد احتياج است كه يك فرد از هنگام بلوغش تمام مسائل حيات را رها كند و به فرا گرفتن زير بناها و روبناهاى روابط و مقاصد بپردازد و هدفهاى مورد يقين و احتمال را از يكديگر جدا كند ، بلكه بتواند نه هميشه ، بلكه گاهى موقعيت خود را در ميان روابط مثلث را از طبقهء ( بالا ، پائين ، هم رديف ) درك و توجيه نمايد .
٧٣ - آيا عقل حكم مى كند كه انسان در جستجوى نيستى است ؟
گر همى خواهى سلامت از ضرر چشم ز اول بند و پايان را نگر تا عدمها را ببينى جمله هست هستها را بنگرى محسوس و پست اين ببين بارى كه هر كش عقل هست روز و شب در جستجوى نيست است در گدايى طالب جودى كه نيست بر دكانها طالب سودى كه نيست