تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - ٥٢ - عقل به روح رشك مى برد
گوناگون نشان مى دهد ، اين تأثر و تأثير متقابل كه ميان حواس و محسوسات بر قرار مى شود مربوط به رويهء اول يعنى رويهء مادون حواس است .
اما رويهء دوم حواس كه ، رو به تعقل است از تأثير محسوسات در آنها بر كنار است اين رويه هم مرز تعقل است و بدين جهت است كه مشهودات و ملموسات عينى در مرز تعقل حالت تجريد از مشخصات زمانى و فضايى به خود مى گيرد و تدريجاً وارد كارگاه تعقل مى گردد .
همچنين عقل دو رويه دارد ، با رويهء مادون كه رو به حواس است از حواس متأثر مى گردد ، محصولات موجب توسعهء ميدان فعاليت عقل و تيز بينى او مى شود و با رويهء ما فوق است كه از تأثر متقابل حواس بر كنار است .
اين رويهء عقل هم مرز جان انسانى است ، كه از تأثير حواس بر كنار و داخل در منطقهء تأثير و تأثر متقابل روح است ، رويهء مادون روح با رويهء ما فوق عقل هم مرز و در مجراى تأثير و تأثر متقابل قرار مى گيرند . رويهء ما فوق روح هم مرز روح ملكوتى است كه وابسته به شعاع نور الهى مى باشد .
٥٢ - عقل به روح رشك مى برد .
غيرت عقل است بر خوبى روح پر ز تمثيلات و تشبيهاى نصوح با چنين پنهانيى كه روح راست عقل بر وى اين چنين رشكين چراست [١]
پس از بيان رابطهء حس و عقل و جان ، مضمون دو بيت فوق تقريبا جنبهء ادبى پيدا مى كند ، زيرا آرزو كردن عقل مقام روح را ناشى از درك اختلاف عظمتى است كه روح در مقابل حقايق دوگانه ( حس و عقل ) احساس مى كند و اين روح است كه گويى مى خواهد نه تنها عقل را بلكه حواس و تمام كالبد مادى آدمى را هم به قلمرو روح ارتقاء دهد و اما براى رشك بردن عقل به روح ، منطقى وجود ندارد .
[١] دفتر ششم ، ص ٣٦٢ بيت ٥٣ و ٥٤ . .