تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٣ - ٤٣ - آيا عقل قابل تجزيه است ؟
٤٣ - آيا عقل قابل تجزيه است ؟
عقل را گر ارهاى سازد دو نيم همچو زر باشد در آتش او به سيم [١] عقل تو قسمت شده بر صد مهم بر هزاران آرزو و طمّ و رم [٢]
هر يك از دو بيت فوق يك معناى مخصوصى از تجزيه عقل را بيان مى كند : مضمون بيت دوم يك معناى معمولى و كاملًا واضح است ، مى گويد : چگونه مى توانى از عقل و فعاليتهاى آن توقع داشته باشى كه تو را به سوى حقايق و واقعيات رهنمون شوند ، در حالى كه عقل را در اميدها و آرزوهاى بىجا و دعاوى و گزاف و شئون ناچيز ماده و هوى و هوس مستهلك نموده و توانايى فعاليت را از او گرفتهاى ؟ درست است كه براى سرمايهء عقل پايانى نيست ، اما در آن سمت و مقصد كه به كار وادار شده است ، مگر نشنيدهايد :
« ما جَعَلَ الله لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِه ٣٣ : ٤ » ؟ ( خداوند در درون هيچ انسانى دو قلب نيافريده است ) .
يا خدا و فعاليتهاى بىنهايت عقل و قلب در بارهء آن ، و يا خرما و فعاليتهاى بىنهايت عقل و قلب در بارهء آن .
شايد مقصود جلال الدين در آن بيت كه مى گويد :
پس به هر ميلى كه دل خواهى سپرد از تو چيزى در نهان خواهند برد
همين استهلاك سرمايهء عقل و قلب و نيروى شگرف آنهاست كه مى تواند هر گونه محصول را نصيب آدمى بسازد .
مضمون بيت اول :
عقل را گر ارهاى سازد دو نيم همچو زر باشد در آتش او به سيم
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٥٢ بيت ٤٦ توضيح : بسيم خندان . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٦٨ بيت ٤٨ . .