تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - منتخباتى از كتاب برادران كارامازوف - داستايوسكى
اول و اهميت عميق آن را به ياد آور .
« آيا تو ميل دارى با دست خالى به سوى افراد بشر بروى و اعطاى يك آزادى را به آنان پيش نهاد كنى كه بر اثر ابلهى و فساد طبيعى خودشان حتى آن را درك نكنند و بر عكس از آنها بهراسند ، زيرا هيچ چيز در اين جهان تحمل ناپذيرتر از آزادى براى انسان و جوامع انسانى نيست .
اما اين سنگها را در اين بيابان سوزان و لم يزرع مى بينى ؟ آنها را تبديل به نان كن و خواهى ديد كه افراد بشر همچون گلهء سپاس گزار و مطيعى بپاى تو خواهند افتاد و در عين حال پيوسته بيمناك و لرزان خواهند بود ، مبادا دستت را بكشى و ديگر به آنان نان ندهى » .
اما تو حاضر نشدى انسان را از آزادى محروم كنى و پاسخ دادى كه آدمى تنها بنان زنده نيست .
اما هيچ مى دانى كه به نام همين نان زمين است كه روح زمين عليه تو قيام خواهد كرد و تو را مغلوب خواهد ساخت و همهء افراد بشر نيز از او پيروى خواهند كرد و فرياد بر خواهند آورد :
« چه كسى شبيه به حيوان است ؟ او آتش آسمان را بر سر ما فرود آورد » .
آيا مى دانى كه قرون متمادى سپرى خواهد شد و انسانيت از دهان دانشمندان و حكيمان خود اعلام خواهد داشت كه جنايت و گناه وجود خارجى ندارد بلكه همهء اين جنايات ناشى از گرسنگى است .
« شكم آنان را سير كن و سپس از آنان فضيلت بخواه » اين شعارى است كه بر روى پرچم مخالفين تو ثبت خواهد شد و كليساى تو را زير و زبر خواهد ساخت ، به جاى كليساى تو ساختمان نوينى ، برج بابل جديدى به وجود خواهد آمد و اگر چه مانند برج اولى ناتمام خواهند ماند .
با اين همه تو مى توانستى انسانيت را از ساختن اين برج جديد معاف دارى و بدين طريق رنجها و مصايب بشر را هزار سال كوتاه كنى ، زيرا پس از هزار سال جان