تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - ٢٨ - محكى براى تفكيك تعقل از اوهام و خرافات به دست بياوريد
عقل را گر ارّهاى سازد دو نيم همچو زر باشد در آتش او به سيم وهم مر فرعون عالم سوز را عقل مر موسىّ جان افروز را گفت من عقلم رسول ذو الجلال حجة اللهام امان از هر ضلال هست مى هاى سعادت عقل را كه بيايد منزل بىنقل را تا رهى از فكر و وسواس و حيل بىعقال عقل در رقص الجمل [١] بر خيال و خواب چندين رو كنى نيست عقلت را تسويى روشنى [٢] پيش وهم اين گفت وعده دادن است عقل گويد مژده چه ؟ نقد من است [٣]
غزالى مى گويد : « در اين جا ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه عقل بشر نيز گاهى اشتباه مى كند و به همين مناسبت است كه غالبا در بين عقلا و دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد ؟ در جواب اين سؤال مى گويم : گاهى اوهام و خيالات بشر ، صورتهايى را در ذهن ايجاد مى كند و عدهاى از افراد اشتباهات چنين صورتهايى را احكام و تصورات عقل مى دانند و در اين قبيل موارد بايد گفت : هيچ گونه اشتباهى متوجه عقل نيست و راه غلط را نپيموده است ، بلكه اين گونه افراد نتوانستهاند خيالهاى واهى را از احكام عقلى تشخيص دهند و موضوع را در كتابهاى معيار العلم و محك النظر توضيح دادهام . عقل كه جوهر مجرد است ، اگر با اوهام و خيالات آلوده نگردد ، هيچ گاه اشتباه نمى كند و راه غلط را نمى پيمايد ، بلكه به حقيقت اشياء پى مى برد ، ولى جلوگيرى از اين آلودگى كارى دشوار است و وقتى كاملًا ميسر مى گردد و پردهء ضخيم خيالات واهى از چهرهء عقل برداشته مى شود كه با مرگ بدن ، تجرد خود را به دست بياورد و در اين حال است كه به كشف تمام اسرار موفق مى شود و حقايق موجودات و رازهاى نهفته در برابرش آشكار و جلوه گر مى گردند . . . » [٤] اين محك نمى تواند جز مدرك اصيل
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٥٢ بيت ٤١ ، ٤٦ ، ٤٨ ، ٥١ ، ٥٢ ، ٥٤ . .
[٢] دفتر ششم ، ص ٤١٦ بيت ١٤ . .
[٣] دفتر چهارم ، ص ٣٦٨ بيت ٤٨ . .
[٤] مشكاة الانوار ، غزالى ، ترجمه برهان الدين حمدى ، ص ١٣ . .