تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٤ - ٢٣ - عقل آدمى كه با ايمان اشباع شده است ، مى تواند غرايز و هوى و هوس را مهار كند
تا صورت دوم ( دو نفس و دو عقل ) زيرا اتحاد و فعاليت دو نفس به قيد و شرط كمترى نيازمند است ، در صورتى كه براى فعاليت هماهنگ دو عقل قيد و شرط و موانع زيادترى وجود دارد .
٢٣ - عقل آدمى كه با ايمان اشباع شده است ، مى تواند غرايز و هوى و هوس را مهار كند .
طبع خواهد تا كشد از خصم كين عقل بر نفس است بند آهنين آيد و منعش كند واداردش عقل چون شحنه است در نيك و بدش عقل ايمانى چو شحنهء عادل است پاسبان و حاكم شهر دل است گربهء چه ؟ شير شير افكن بود عقل ايمانى كه اندر تن بود عقل در تن حاكم ايمان بود كه ز بيمش نفس در زندان بود [١] ز انكه عقلش غالب آمد بىز شك عقل جنس آمد به خصلت با ملك ور به هر دو مايلى انگيخته نفس و عقلى هر دوان آميخته هر دو در جنگند هان و هان بكوش تا شود بر نفس غالب عقل و هوش [٢] اى خنك آن كس كه عقلش نر بود نفس زشتش ماده و مضطر بود عقل جزيىاش نر و غالب بود نفس انثى را خرد سالب بود [٣]
چون ابيات فوق احتياج به توضيح نداشت ، لذا به بيان يك مسئلهء كلى مى پردازيم :
از مجموع ابيات جلال الدين در بارهء عقل جزيى تجربى با ملاحظهء مشهودات تجربى و منابع معتبر اسلامى و نظريات اخلاقيون ، اين حقيقت روشن مى شود كه عقل مانند وجدان فعاليتهاى گوناگون دارد ، بعضى از آنها تنها در تنظيم معلومات و پى ريزى اصول و قوانين و تطبيق بموارد و تجريد كليات به كار مى رود ، بعضى ديگر
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٤٧ بيت ٤٨ ، ٤٩ ، ٥٠ ، ٥٣ ، ٥٦ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٥٩ بيت ١٦ ، ٣١ ، ٣٢ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٣٢١ بيت ١٢ ، ١٣ . .