تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - ٢١ - در پيكار آشتى ناپذير عقل و هوى و هوس پيروزى نهايى با جلال الدينها بوده و اپيكوريستها و فرويديستها به زانو خواهند در آمد
روح تعبد محض را حتى در دانش پژوهان ايجاد كرد . مطالبى را كه ادگارپش ذيلا از فرويد نقل مى كند به طور دقيق ملاحظه كنيد :
« تسلط به نفس - هر كس مى تواند به دون آن كه در صدد از بين بردن يا مكتوم داشتن غرايز خود باشد ، براى تسلط به اين غرايز كوشش كند و آن را كم و بيش تحت سلطه و ارادهء خويش قرار دهد . فرويد موضوع رام نمودن و مطيع ساختن تحريكهاى غريزى را كه مورد توصيه و عمل رواقيون بوده است بطريق زير توضيح مى دهد « خواهشها و تمناهاى روحى كه در مقابل اصالت حقيقت تسليم مى شود ، موجب تسلط به غرايز مى گردند .
البته اين كار دليل بر آن نيست كه مردم از راضى كردن غرايز منصرف شده باشند . منتهى چون عدم ارضاى غرايز آزاد دردناك نيست ، لذا انسان با مطيع و منقاد ساختن خواهشهاى غريزى ، تضمينى در برابر رنج و محنت براى خود تأمين مى نمايد .
بايد دانست كه انجام يافتن اين عمل به طور انكار ناپذير امكانهاى تمتع و لذت را تقليل مى دهد ، زيرا شادى و مسرت حاصل از اقناع يك غريزهء آزاد و غير مقيد بمراتب شديدتر از فرو نشاندن و راضى ساختن يك غريزه رام شده و مقيد است .
مى توان گفت كه دو مثلث اعمال روحى متكى به تسلط بر غرايز و توسعهء نيروى اخلاقى است ، ولى اين انضباط بالنسبه سخت كه اجراء كردن آن هم مستلزم طى يك راه طولانى است ، معمولا به اندازهء كافى رضايت خاطر انسان را فراهم نمى سازد و در وجدان باطن تأسفها و حسرتهاى مبهم و گاهى خرد كننده بياد بود غرايز قديم و شادىهاى ابتدايى باقى مى مانند به جز در بعضى از طبايع نخبه . تسلط بر غرايز يك خصلت خشونت آميز و گاهى غير انسانى را در شخص به وجود مى آورد . » [١] اگر اين عبارات را كه نقل كرديم به طور صد در صد گفتهء خود فرويد بوده باشد ،
[١] انديشه هاى فرويد ، ادگارپش ترجمه توسلى ، ص ١١٠ و ١١١ . .