تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - ١٩ - هوى و هوس و حرص چشم عقل را كور مى كند ، مگر اين كه رهبر الهى بدادش برسد
شدن در ماده و جلب سود و معاش است ، بىهوده آن عقل را به درك حقايق و حركت به واقعيات انسانى - الهى وادارش نسازيد . دوم - عقل عالى است كه انسان را به اوج عظمت بپرواز در مى آورد .
٥ - اگر بخواهيد خاصيت اساسى عقل جزيى تجربى را بيابيد ، اين است كه اين سود جو و نقد طلب كارى با اميد و فردا و اشتياق و انتظار ندارد .
اين كامجو تنها ، روز را مى بيند و در روز همان ساعت را درك مى كند كه در آن قرار گرفته است .
نقد امروز گذران بهتر است از نسيه فرداى جاودان .
اين است شعار هميشگى عقل جزيى تجربى ٦ - عقل جزيى تجربى گوشهاى بسيار حساس و شنوا دارد ، اما تنها صدايى را كه مى شنود عبارت است از صداى سود آور و سود بخش .
اين هم صحيح است كه هر اندازه كه عقل قوىتر شود ، خود طبيعى ضعيفتر و لاغرتر مى گردد .
ز انكه غالب عقل بود و خر ضعيف از سوار زفت گردد خر نحيف [١]
١٩ - هوى و هوس و حرص چشم عقل را كور مى كند ، مگر اين كه رهبر الهى بدادش برسد .
ز ان ندايى كت ز دانش دور كرد ميل دنبه چشم عقلت كور كرد [٢] رحم بر عيسى كن و بر خر مكن طبع را بر عقل خود سرور مكن [٣] عقل تو مغلوب دستور هواست در وجودت ره زن راه خداست [٤] كاين هوا پر حرص و حالى بين بود عقل را انديشه يوم الدين بود
[١] دفتر دوم ، ص ١٠٧ بيت ٥٧ . .
[٢] دفتر دوم ، ص ١٠٧ بيت ٥٧ . .
[٣] دفتر دوم ، ص ١٢١ بيت ٣ . .
[٤] دفتر دوم ، ص ١٠٧ بيت ٥٤ . .