تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - ١٤ - عقل جزيى محصول ماده و موجى از امواج آن است
خويش را با آن تنظيم نمايد .
٥ - اين عقل جزيى تجربى توانايى آن را ندارد كه ديوار ضخيم هستى را بشكافد و به آن سوى هستى روانه شود و از آن سو اين هستى را دريابد .
١٤ - عقل جزيى محصول ماده و موجى از امواج آن است .
باز نان را زير دندان كوفتند گشت عقل و جان و فهم هوشمند [١] عقل كان باشد ز دوران زحل پيش عقل ما ندارد آن محل [٢] موج خاكى فكر و فهم و وهم ماست موج آبى صحو و سكر است و فناست [٣]
مغز و فعاليتهاى طبيعى آن ، جلوهاى از ماده و موجى از امواج آن است . اين حقيقتى است كه الهيون نيز به آن معتقدند . انديشه ، تداعى معانى ، حافظه ، هوش ، تجسيم ، تعقل همه و همهء اين پديده ها در مغز و در ميدان ماده به عنوان محصولات عالى ماده نمودار مى گردد .
ابيات فوق با كمال صراحت اين حقيقت را باز گو مى كند . ولى مطلب اين جا است كه روح انسانى در آن پديده ها خلاصه نمى شود ، به عبارت ديگر الهيون و آنان كه به تجرد و ابديت روح معتقدند ، آن چه را كه ماديون از نظر علمى مى گويند ، منكر نيستند ، بلكه چيزى را اضافه مى كنند و مى گويند :
وقتى كه ما عظمت انسان را مشاهده مى كنيم و مى بينيم كه با تمام محبوس بودنش در قفس ماده مى تواند به جهان هستى مسلط شود و مى تواند همهء انسانها را اجزاء خود و خود را جزء انسانها بداند و مجهولات را كشف كند و اعتلاى روحى فوق تصور پيدا كند و تا بىنهايت كشش پيدا كند ، بايد از اين همه كمالات بدانيم كه روح آدمى موجوديت ديگرى دارد كه باعث اين همه شگفتىها مى گردد .
[١] دفتر اول ، ص ٦٣ بيت ٢٨ . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٣٢٣ بيت ٢٤ . .
[٣] دفتر اول ، ص ١٤ بيت ١٦ . .