تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٢ - ١٢ - عقل جزيى تجربى خط خوان است و بس
العيش نوم و المنية يقظة و المرء بينهما خيال سار [١] ( زندگى خواب است و مرگ بيدارى است ، انسان ميان اين خواب و بيدارى خيالى است كه در گذر است ) .
عقل جزيى مى گويد : زندگى پس از مرگ كه شروع حيات حقيقى است ، مرگ است اسفا ، اين عقل ناقص اين زندگانى را كه صبح كاذب است ، صبح صادق مى خواند ٨ - اين عقل جزيى كه از نظر طبيعت به جهان ماده و كرات فضايى مانند زحل وابسته است ، در مقابل عقول عالى و اولياء الله ارزش و محلى ندارد .
٩ - فريب خوردگان همين عقول جزيى و تجربى است كه عمرى انسان را در سراب بىسر و ته اميدهاى بىجا و آرزوهايى كه هرگز جامهء عمل نخواهد پوشيد سر گردان رها مى كنند . پر رويى فريب خوردگان اين عقل تجربى جزيى را تماشا كنيد كه صدها بار در زندگانى به اشتباهات و خطاهاى عقل آگاه مى شوند ، باز دست از احكام مطلق آن بر نمى دارند تبصره - بارها اين نكته را گفتهايم و در مسائل آينده عقل هم جلال الدين صريحا خواهد گفت كه تخطئه عقل جزيى و تجربى در منطقه هاى خارج از قلمرو مجاز آن است نه اين كه روش عقلانى تجربى مطلقا محكوم به بطلان است ، بلكه در ابيات آينده ده ها بيت در تمجيد و تشويق از عقل و عقلا خواهيم ديد كه جلال الدين با بهترين شواهد و ادله روش عقل را تحسين و تمجيد نموده ، بلكه ضرورت پيروى از عقل را در قلمرو مجاز خود روشنتر از آن معرفى مى كند كه مورد انتظار است .
١٢ - عقل جزيى تجربى خط خوان است و بس .
عقل را خط خوان آن اشكال كرد تا دهد تدبيرها را ز ان نورد [٢]
[١] ديوان ابو الحسن تهامى ، قصيده رائيه . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٢٨٤ بيت ١٥ . .