تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - تفسير ابيات
« بيان آن كه علم را دو پر و گمان را يك پر است و مثال ظن و يقين در علم »
آيه
« بيان آن كه علم را دو پر و گمان را يك پر است و مثال ظن و يقين در علم »
((١٥١٠)) علم را دو پر گمان را يك پر است ناقص آمد ظن به پرواز ابتر است
((١٥١١)) مرغ يك پر زود افتد سر نگون باز بر پرّد دو گامى يا فزون
((١٥١٢)) مى فتد مى خيزد آن مرغ گمان با يكى پر بر اميد آشيان
((١٥١٤)) بعد از آن يمشى سويا مستقيم نى على وجهه مكبا او سقيم
((١٥١٥)) با دو پر بر مى پرد چون جبرئيل بىگمان و بىمگر بىقال و قيل
((١٥١٦)) گر همه عالم بگويندش تويى بر ره يزدان و دين مستوى
((١٥١٧)) او نگردد گرمتر از گفتشان جان طاق او نگردد جفتشان
((١٥١٨)) ور همه گويند او را گمرهى كوه پندارى و تو برگ كهى
((١٥١٩)) او نيفتد در گمان از طعنشان او نگردد دردمند از طعنشان
((١٥٢٠)) بلكه گر دريا و كوه آيد بگفت گويدش با گمرهى يارى و جفت
((١٥٢١)) هيچ يك ذرّه نيفتد در خيال يا به طعن طاعنان رنجور حال مطمئن و موقن و بىاحتيال كاى چنين باشد مگر در كل حال
آيه « أَفَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَ مَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ٦٧ : ٢٢ « (١) ( آيا كسى كه سر نگون [ بدون اين كه راه را به بيند ] راه برود هدايت شده تر است ، يا كسى كه در حال اعتدال بر صراط مستقيم راه مى رود . )
(١) سوره الملك ، آيهء ٢٢ . .