تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - تفسير ابيات
همين درد خانمان سوز بوده است كه مسلمانان را از قرآن محروم ساخته و دچار گرفتارى و ذلت و خوارى نموده است .
٤ - سپس جلال الدين از تشبيه پوست و مغز منصرف مى شود و مى گويد :
((١٣٩٦)) جمع صورت با چنين معنى ژرف نيست ممكن جز ز سلطانى شگرف
جمع كردن تقيد بصورت و الفاظ قرآن و معناى با عظمت آن ، احتياج به روح رشد يافته و به كمال رسيدهاى دارد كه با وجود خمار مستى در معانى الهى قرآن ، آداب صورت را هم به جاى بياورد . نظير اين مطلب را جلال الدين در ابيات ديگر چنين گفته است :
گر به معنى رفت غافل شد ز حرف پيش و پس هرگز نبيند هيچ طرف
يعنى دو لحاظ و توجه استقلالى در لحظهء واحد امكان ندارد .
اين مطلب تا حدودى صحيح است . ولى در مورد قرآن درست نيست ، زيرا مسلم است كه الفاظ قرآن ساختهء بشرى نيست ، بلكه مانند معناى قرآن از پيشگاه الهى نازل شده است ، و خود ارتباط الفاظ به پيشگاه الهى باعث مى شود كه بهره بردارى از معانى قرآن بيشتر و عالىتر شود .
با يك عبارت ديگر مانند اين است كه الفاظ و معانى چنان با يكديگر در آميخته است كه گويى يك حقيقت را نشان مى دهند .
به اضافهء اين كه ، چنان كه الفاظ و افعال نماز معين و مشخص نمى گشت و فقط به توجه قلبى مردم كفايت مى شد ، به جهت اختلاف انسانها در حالات روانى ، آن قدر نماز را كم و بيش و در آن تصرف و افراط و تفريط مى كردند كه موضوع نماز بكلى از بين مى رفت ، همچنين در الفاظ و تركيبات قرآن .
تفسير ابيات در ميان صحابه عدد كسانى كه قرآن را حفظ مى كردند ، كم بود ، اگر چه از اعماق جانشان اشتياق به حفظ داشتند ، زيرا وقتى كه مغز يك انسان رسيد مانند ميوه ، پوستها براى او ناچيز مى نمايد و ديگر مورد احتياج نمى باشد ، وقتى كه مغز