تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٩ - تفسير ابيات
اگر نقاش يك عدد تابلو را زشت بكشد نمى تواند بگويد : من تابلوهاى زيبا به طور فراوان كشيدهام ، زيبايى هزاران تابلوى مستقل ، زشتى يك تابلوى مستقل را از بين نمى برد . وانگهى اگر يك موضوع در واقع زشت است ، اين زشتى مسلما ناشى از نوعى نقص مى باشد كه آن را از زيبا جدا كرده است و بديهى است كه نقص را نمى توان به كمال بىنهايت نسبت داد ، بنا بر اين ، مطلبى را كه جلال الدين پيش مى كشد و مى گويد : خود ايجاد زشت دلالت بر قدرت مى كند ، كاملًا اشتباه است ، مگر اين كه بگويد : كفر بالنسبه به ما زشت جلوه مى كند ، ولى در حقيقت خوب و از روى حكمت است ، چنان كه در ابيات گذشته گفته است :
كفر هم نسبت به خالق حكمت است چون به ما نسبت كنى آن آفت است
اولا اين نظريه با مطلبى كه در اين مبحث مى گويد فرق دارد ، زيرا در اين مبحث به زشتى كفر اعتراف مى كند ، نهايت امر با اين مسئله تصحيح مى كند كه آفريدن زشت دليل قدرت است ، در صورتى كه در بيت فوق كفر را از جهت ارتباط به خالق ( قضا به اصطلاح اين مبحث ) حكمت معرفى مى كند . ثانيا خود اين مطلب كه كفر به جهت نسبت به خدا حكمت است ، مطلبى است غلط ، زيرا چنان كه اشاره كرديم خداوند رضا به كفر ندارد و مى فرمايد :
« مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْه كُفْرُه ٣٠ : ٤٤ . » [١] ( كسى كه كفر بورزد ، كفر او به عهدهء خود او است ) تفسير ابيات سؤال كنندهاى كه عاشق درك ماجراى سر نوشت انسانى بود ، از من پرسيد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه گفتهء او خاتم و محكمترين همهء گفته ها است ، فرموده است : « رضايت دادن به كفر خود نوعى از كفر است » .
باز پيامبر اكرم فرموده است : انسان مسلمان بايد به قضاى الهى راضى شود .
[١] سوره الروم ، آيهء ٤٤ . .