تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - آيا كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى سازگار است ؟
توضيح مى گوييم : قضا عبارت است از همان مشيت ابراز شده كه چون از خداى بىنياز و توانا صادر شده است ، لذا قضا فى نفسه خير و كمال است ، نقش بستن اين مشيت ابراز شده در موجودات و رويدادها كه همان مقضى است ، دو قسم زشت و نيكو را به وجود مى آورد .
اين يك تفكيك عقلانى ذهنى است كه از نظر نتيجهء عينى نظريهء جلال الدين را تصحيح نمى كند ، زيرا بالاخره هر چه باشد ، كفر و زشتى به خدا مستند مى شود ، در صورتى كه آيهء قرآن صريحا مى گويد :
« إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلا يَرْضى لِعِبادِه اَلْكُفْرَ ٣٩ : ٧ . » [١] ( اگر شما كفر بورزيد ، خداوند از شما بىنياز است ، و خدا كفر را به بندگانش نمى پسندد .
آيا قضاى خداوندى ( مشيت ابراز شده ) مى تواند خلاف رضاى او بوده باشد ، بالعكس آيا خلاف رضاى او ( كفر ) مى تواند مورد قضا و مشيت او بوده باشد ؟ در آن دو بيت كه جلال الدين مى گويد :
((١٣٧٢)) زشتى خط زشتى نقاش نيست بلكه از وى زشت را بنمود نيست
((١٣٧٣)) قوّت نقاش باشد ز ان كه او هم تواند زشت كردن هم نكو
به زشت بودن خط اعتراف مى كند ، يعنى زشت بودن مقضى را مى پذيرد ، نهايت امر مى گويد : مقضى زشت ، قدرت خدا را بيشتر اثبات مى كند ، چنان كه زشتى خط مهارت نقاش را . به نظر مى رسد اين مغالطهء لطيفى است كه ذهن معمولى را در ابهام غوطه ور مى سازد . توضيح اين كه فرق است ميان زشتى يك يا چند جزء كه با يك مجموع كلى زيبا متشكل مى شود و با نظر به مجموع كل ، زشتى خود را از دست مى دهد و در ايجاد يك مجموع زيبا دخالت مى ورزد ، و آن فرد زشت كه خود مستقلا و با قطع نظر از ساير مصاديق و افراد كلى منظور مى شود .
[١] سوره الزمر ، آيهء ٧ . .