تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٧ - آيا كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى سازگار است ؟
على الله و تفويض الامر الى الله و التسليم لامر الله » [١] ( امير المومنين عليه السلام فرمود : ايمان چهار ركن دارد : رضا به قضاى الهى ، توكل بر خدا ، سپردن امر به خدا ، تسليم به امر خدا . )
((١٣٦٥)) نى قضاى حق بود كفر و نفاق ؟
گر بدين راضى شوم باشد شقاق
((١٣٦٦)) ور نيم راضى بود آن هم زيان پس چه چاره باشدم اندر ميان ؟
آيا كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى سازگار است ؟
جلال الدين اولا در صدد سازگار نشان دادن كفر بودن رضايت به كفر ، با رضا به قضاى الهى بر مى آيد سپس اظهار ناتوانى مى كند كه -
((١٣٧٤)) گر گشايم بحث اين را من بساز تا سؤال و تا جواب آيد دراز
((١٣٧٥)) ذوق نكتهء عشق از من مى رود نقش خدمت نقش ديگر مى شود
توضيحى كه جلال الدين در بارهء سازگار بودن دو رضايت مزبور مى دهد ، مبتنى بر فرق ميان صنع و مصنوع است كه در ابيات مربوط به عنوان دعوت كردن نوح عليه السلام پسر را . . . متذكر شد . در اين ابيات هم مى گويد :
((١٣٦٧)) گفتمش اين كفر مقضى نى قضاست هست آثار قضا اين كفر راست
((١٣٦٨)) پس قضا را خواجه از مقضى بدان تا شكالت حل شود اندر زمان
با نظر به مضمون دو بيت فوق جلال الدين مى خواهد ميان قضا و مقضى را تفكيك نمايد مى گويد : رضا به قضا با عدم رضا به مقضى ( كفر و تباهى ) منافاتى ندارد . اگر چه جلال الدين در اين مورد تفاوت ميان قضا و مقضى را توضيح نمى دهد ، ولى بدون ترديد مقصودش همان است كه در مبحث تفكيك صنع از مصنوع متذكر شديم . براى زيادتى
[١] سفينه البحار ، ج ١ ص ٥٢٤ . .