تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٦ - افراد انسانى مانند كشتىهايى هستند كه در سطح درياى روح واحد به هم مى خورند و در حال تصادم هستند ولى از خود درياى روح بىخبرند
است ، ما به بيان يك احتمال مهم قناعت مى ورزيم : مى گويد : ساختمان موجوديت طبيعى انسانها و وضع روانى شان چونان كشتىها است كه در روى سطح آب در حركتند ، در اين حركتهاى كورانه كه ناشى از نديدن آب خود دريا است با هم ديگر تصادمها دارند ، اگر آنان به خود آب اقيانوس ( روح واحد كلى ) مى نگريستند مى توانستند از مسير آب آن اقيانوس ، قطب نماى كشتىهاى خود را تنظيم كنند و نه تصادمى داشتند و نه انحرافى .
آن جا كه جلال الدين مى گويد :
قبلهء جان را چو پنهان كرده اند هر كسى رو جانبى آورده اند
مقصودش آن نيست كه خداوند با اين كه براى حركت انسانها قبلهء واحدى معين كرده است ، همان خدا است كه قبله را پنهان كرده و كشتىهاى وجود انسانى را در سطح اقيانوس روح واحد كلى به اضطراب وادار كرده است .
بلكه اين خود انسان است كه به جهت عدم توجه به دريايى كه روح آن در حركت است ، قطب نماى خود را از دست داده و قبلهء جانش را گم كرده است ، ممكن است شما بگوييد : آن اقيانوس ( روح واحد كلى ) از ديدگاه من بيرون است و يك امرى است ما وراى طبيعى ، من چگونه مى توانم آن را درك كنم ؟ جلال الدين پاسخ شما را چنين مى گويد .
((١٢٧٣)) اى تو در كشتى تن رفته به خواب آب را ديدى نگر در آب آب
((١٢٧٤)) آب را آبيست كاو مى راندش روح را روحيست كاو مى خواندش
توضيح پاسخ چنين است كه درست است كه شما بدوا و به طور مستقيم آب حقيقى اقيانوس كشتى آدمى ها ( روح واحد كلى ) را نمى بينيد ، اما اين مقدار براى شما روشن است كه وجود شما در حركت است .
و خود مى بينيد كه : اين حركت در محلى صورت مى گيرد كه خود آن محل نيز مسلما در حركت مى باشد ، پس شما سطح آن آب را كه كشتى وجود شما را به حركت در آورده است مشاهده مى كنيد ، نيز شما كاملًا احساس مى كنيد كه روانى در درون