تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - افراد انسانى مانند كشتىهايى هستند كه در سطح درياى روح واحد به هم مى خورند و در حال تصادم هستند ولى از خود درياى روح بىخبرند
كه جلال الدين پيش نهاد مى كند كاملًا متين است .
اما اگر ناشى از اغراض و هدف گيريهاى پست حيوانى بوده باشد ، پيش نهاد جلال الدين كاملًا بىجا است ، زيرا آن قبيل تنوع ديدگاهها را كه ما در پنج شماره به عنوان نمونه متذكر شديم ، ميليونها خورشيد جهان افروز هم نمى تواند روشن بسازد . زيرا آن جا كه تاريكى يك موضوع از طرف خود انسان به وجود مى آيد ، خود روشنايىها و روشنگرها را هم تاريك مى سازد .
مگر خورشيدهاى روشنگرى از معنويات و اخلاق ، در مقابل ديده گان نمونه هاى پنجگانهء گذشته وجود ندارد ؟ مگر ٢ ٢ مى شود ، آيا آنان كه مى خواهند به جاى ٤ رقم ٧ را بگذارند ، عقل ندارند ؟ آنان كه تلخى درد و بد بختى را درك مى كنند و با اين حال درد و بد بختى را به انسانها روا مى دارند ، آيا شمع فروزانى در مقابل ديده گان آنها وجود ندارد ؟ خلاصه - شايسته اين بود كه جلال الدين در مورد تنوع ديدگاهها تقسيم فوق را جارى مى كرد .
((١٢٧٢)) ما چو كشتىهاى به هم بر مى زنيم تيره چشميم و در آب روشنيم
((١٢٧٣)) اى تو در كشتى تن رفته به خواب آب را ديدى نگر در آب آب
((١٢٧٤)) آب را آبى است كو مى راندش روح را روحيست كاو مى خواندش
افراد انسانى مانند كشتىهايى هستند كه در سطح درياى روح واحد به هم مى خورند و در حال تصادم هستند ولى از خود درياى روح بىخبرند چه تشبيه عالى و رسايى است كه جلال الدين در بارهء وضع موجودات انسانى و روابط آنان با يكديگر بيان مى كند مضمون سه بيت فوق داراى احتمالات متعددى